جای شما سبز داشتم شام میخوردم که یهویی فضای خونه تاریک و ظلمانی
شد. اول فکر کردم برق رفته بعد دیدم نه بابا همسایه ها همه برق دارند .
لامپ حیاط خلوت خونه خودمونم روشنه ..!! چراغ کمی تا قسمتی اضطراری
رو برداشتم و خودم را به فازمتر و سیم چین و دم باریک مجهز و مسلح نموده
و رفتم سروقت جعبه تقسیم.دیدم که یکی از فیوزهای باصطلاح مینیاتوری پریده
تا ما نیز در نتیجه پریدنش در گرما و شرجی طاقت فرسای بندر بپزیم. پریدن
فیوز در مناطق گرمسیر بخصوص در واحدهای دارای کنتور تک فاز امری رایج و
شایع است و معمولن همه افراد راه و روش بسیار آسان زدن کلید قطع و وصل
فیوز را بخوبی خوب بلد هستند ولی من هرکاری کردم که دوباره شاسی فیوز
سرجاش فیکس شود بر خلاف همیشه به هیچ وجه امکانپذیر نشد. خوب که
دقت کردم متوجه شدم یک شاخه از سیم های رشته ای بعلت شدت گرما
ذوب شده و با سیم مفتولی که از کنار آن میگذرد اتصالی نموده و همین امر
سبب پریدن فیوز و قطع برق منزل شده است.با این حساب کار سختی پیش
رو نداشتم کافی بود اتصال سیم ها را از هم جدا نمایم و کلید فیوز را بزنم.
بدبختانه دست زدن به سیم همان و جرقه ای شدید که برق حیاط خلوت
هم با اشکال مواجه شد همان، بدتر از بد اینکه کل منزل در خاموشی مطلق
فرو رفت و سیم ها بهم ریختند و فیوزها نیز جابجا شدند و من کور و پشیمان
از اینکه چرا در کاری که تخصص ندارم دخالت نموده ام. اتاق ها لحظه به لحظه
گرم و گرمتر میشدند و ماندن در فضای داخل خانه بدون کولر عملاً غیر ممکن
مینمود. از سر ناچاری به یکی از برق کارانی که شماره همراهش را طی
اطلاعیه ای به در و دیوار محل چسپانده تماس حاصل نمودم که متاسفانه در
دسترس نبود.لاجرم به چند نفر از دوستان زنگ زدم و شرح حال بازگفتم و
استمدادطلبیدم . احدی از دوستان شماره برقکار اداره محل کارشان را
لطف فرموده و توصیه کردند بگوئید از طرف جناب آقای مستطاب الدوله دیلمی
تماس می گیرم و بنده دقیقن همان کار کردم که گفته بود. برقکار روده دراز
دندان گرد که معلوم نبود کجا و به کدام متکای پر قو لمیده و صدایش از ته کدام
چاه بی بُن در می آید بعد از کلی پرس و جو که خب چه شده ؟وچه بوده ؟
و چه کردی؟ و کی کردی؟ و چرا کردی؟ و دست نزنی یه وقت ،خطرناک است
و الان که خیلی دیر وقت است ـــ ساعت حدود ۲۳ ـــ و هیچ برقکاری این
وقت شب کار نمیکند و تا صبح صبرکن و این خزعبلات...گفتم عزیز دل برادر خوبه
جنابعالی تو این دیار تفتیده ساکنی و آنوقت توقع داری من توی این شرجی و
گرما سرکنم...!!؟؟ گفت خب آخه من الان وسیله گیرم نمیاد گفتم هر جای
شهر که باشی خودم میام دنبالتون و با کمال احترام با تشریفات رسمی بر
میگردانم دولت سرا دیگه چی...؟ گفت میدونی هزینه کار شبانه دوبل است ؟
گفتم مهم نیست حالا، مثلاً چقدر...؟آخه من نرخ کار روزانه را نمیدانم...فرمودند
واسه شما که آشنای آقای مستطاب الدوله اید هیچ قابل نداره میشه ۶۰۰۰۰
تومان... ولی خب شما ۵۰۰۰۰ تومان بده و کلی قسم و آیه که رعایت حالتون
رو کردم و.....
گفتم داداش جان اگه بخواهی واسه من همون روز دو سر
سیم رو به ۳ تا فیوز ـــ نه بیشتر ــــ وصل کنی و جعبه رو ببندی چند میگیری
که دوبلش میشه ۶۰۰۰۰ هزار تومان ...!!؟؟ گفت ای بابا تازه این وقت شب
زنگ زدی منم گفتم چشم میام چک و چونه هم میزنی ...گفتم والله اگه من
یک شب که هیچ،۴ شب دیگه هم تو حیاط بخوابم بیشتر از ۱۰۰۰۰ تومان بابت این کار
سهل و ساده نمیدم و خلاص میخوای بیا میخوای نیا ...ـــ این جمله آخرو تو دل خودم گفتم ــــ
با کمال بی ادبی خداحافظی نکرده گوشی رو قطع کرد...با منزل برادر رشیدم که از اون قدیما
سر رشته ای در رعد و برق داشت تماس گرفتم و خانم محترمشان فرمودند رفته تمرین فوتبال.
بر بد شانسی و بد بیاری تواماً لعنت فرستادم و به همراهش زنگ زدم . بار اول مشغول بود بار
دوم و سوم جواب نداد و تا حالا هم زنگ نزده است که البته امری بی سابقه است حتماً توضیح
قانع کننده ای دارد ولی چه سود...نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی ....سنگدل این زودتر ....
القصه دقایقی در تاریکی نشستم و خوب فکر کردم که چاره چیست...؟چراغ اضطراری نیز کم کم
رو به افول بود و نیمچه شارژش کور سوی امیدم را به یغما می برد...دیدم که دست روی دست
گذاشتن فایده ندارد اگر مراد هم نیابم بگذار لااقل به قدر وسع بکوشم.خلاصه تصمیم گرفتم از
دوست عزیزم جناب آقای سید ........که مهندس مجرب برق با گرایش قدرت و فارغ التحصیل
دانشگاه معتبر کلن آلمان غربی سابق اند و فعلن در اصفهان ساکنند و سالها قبل در بندر
بوشهر همکار بودیم مشاوره فنی بگیرم و راه چاره جویم. با اولین زنگ نه خدا دروغ نگویم با
سوم چهارمی گوشی رو جواب داد و بعد از کلی حال و احوال حکایت بازگفته و شرح ماوقع رو
مفصلن توضیح دادم. با طمأنینه خاصی آرامش و دلگرمیم داد که هیچ مشکل خاصی نیست و
کافیست که موقتا ْدو رشته کوچولو سیم افشان یا مفتولی پیدا کنی و اگر نبود همون سیم ها
رو با چسپ برق عایق کن که اتصالی نداشته باشند و برق را مستقیم و یکسره کن و همزمان
که داشتم کروکی جعبه تقسیم و ترتیب فیوزها را بطور زنده برایش باز می گفتم روی کار مرحله
بمرحله توضیح میداد و من هم با ترس و لرز سیم ها را در محل مربوطه سفت میکردم و با اینکه
اطمینان خاطر یافته بودم تا شاسی را نزنم برق در جعبه نیست باز خیلی احتیاط میکردم و با
اینکه یکی دوبار دستم با سیم های لخت عاری از برق تماس داشت باز هم خوف داشتم و
ترسم نریخته بود. بعد که طبق دستور مهندس کلید برق را زدم من الله بجز آشپزخانه و آبگرمکن
و یخچال فریزر همه اتاق ها و بخصوص کولرها برق دار شدند و شاد و خرسند گردیدم.نگرانیم
بابت محتویات یخچال و فریزر نیز با ابتکار مهندس عزیز رفع شد و از پریز اتاق های برقدار سیاری
به آشپزخانه کشیدم و دریافتم که(( مشکلی نیست که آسان نشود / مرد باید که هراسان نشود.))
جالب اینکه بعد از رفع مشکل داشتم خوردن الباقی شام سرد و از دهن افتاده را نوش جان
میکردم که همراهم زنگ خورد . جواب که دادم نگو همان برقکار طماع است که منتظر نشسته
بود من عاصی و عاجز شوم و تماس بگیرم و وقتی دیده بود نه انگار خبری نیست تماس گرفته که
بخاطر گرمای هوا و آقای فلانی دلم راضی نشده بی خیال شوم حالا اگر خواستی بیا دنبالم...
وقتی گفتم مرسی خودم درستش کردم باورش نمیشد و همه را هم کیش خود می پنداشت
و می پرسید راستش رو بگو آخرش کی اومد؟ و چقدر ازت گرفت ...؟؟ لابد فکر میکرد یکی از
همکاران چپاولگرش اومده و پی گیر نرخ حق الزحمه بود. گفتم برادر جان دندان طمع را بکش
خوب نیست وقتی دیدی همنوعی تازه اونم تا حدودی آشنا گیر افتاده و کارش لنگ شماست
طاقچه بالا بذاری و وسط دعوا نرخ تعیین کنی...سعی کن همیشه به حق خودت قانع و راضی
باشی تا خدا هم ازت راضی باشه و پولی که به خونه می بری شبهه نداشته باشد.خدا رو
خوش نمیاد که ما به همدیگه ظلم می کنیم و اونم مجدداً روده درازی که نه بخدا و .............
از اینکه سرتان را درد آوردم شرمنده ام ولی خب برایم مسجل شد که خواستن توانستن است
و اگر آدم به خود باوری و اعتماد به نفس نائل شود و توانایی خودش را باور نموده و به نیروی ذهن
خلاق و پویایی اندیشه خویش ایمان داشته باشد از عهده هر کاری هر چند هم که سخت باشد
بر می آید. از آن بهتر این است که آدم در اوقات فراغت و زمان مقتضی که زیاد هم پیش میاد
برای یاد گرفتن اصول اولیه کارهای خدمات اولیه ضروری از قبیل همین برق منزل و تعمیرات
اتومبیل و لوازم صوتی تصویری و وسایل ارتباطی و نجاری و لوله کشی و ..... را در حد رفع
نیاز شخصی فرا بگیرد و اصطلاحاً پا به کار و دست به آچار باشد. مثلا با اینکه آنچه مهندس فرمود
و من انجام دادم موقتی است ولی سالها قابل استفاده است اما من به توصیه ایشان عمل میکنم
و سر فرصت برقکار خبره با انصافی را جهت بررسی و رفع عیب اساسی به خدمت می گیرم و
هنگام کار، کنار دستش می ایستم و با دقت تمام به نحوه کار و چگونگی ایمن نمودن اتصالات
سیم ها و ترتیب استقرار فیوزها و دیگر محتویات جعبه تقسیم خیره میشوم و عندالزوم ازشون
می پرسم و تمنا و توقع دارم استاد کار اصیل و نجیب ضمن راهنمایی بنده ایراد کارم را متذکر
گردد . همچنان که بنده نیز وظیفه دارم به فرموده مطاع مولی الموحدین علی بن ابیطالب (ع)
حق و حقوق ایشان را قبل از اینکه عرقش خشک شود تقدیم نمایم که بفرمایش گهربارش عمل
خواهم کرد........ ایام بکام...