آرمان وآرزو را اگر چه عوام مترادف میدانند و هر شخص در ذهن و ضمیر خود
حد و حدودی برایش قائل است اما در معنای حقیقی آرمان غیر از آرزوست.
فلاسفه و متفکرین واژه آرمان را به غایت و نهایت مجموعه ای از اهداف
متعالی اطلاق نموده اند که حد اعلای فضیلت و کمال معنویت انسانهاست.
در کلیت امور مادی همیشه حد و مرزی وجود دارد حال آنکه عالم معنویت
محدودیتی نداشته و لایتناهی است.در علوم روان شناسی و جامعه شناسی
و اقتصاد و سیاست و فرهنگ و هنر و .... تأمل و تدبّر و تعقل و تفّکر نقشی
سازنده و بی بدیل دارد لکن در عالم معنا سرچشمه کسب فیض و درک برکات
صرفن مستلزم تعلق اراده و مشّیت الهی است و گرنه هر تلاش و تقلایی
محکوم به شکست و فناست.درست بهمین سبب است که در دنیای مادیات
به کرات دیده میشود که افراد و اشخاص علیرغم حصول همه موفقیت ها و
داشتن همه امکانات ممکن و موقعیت های ممتاز به ورطه پوچی و بی هدفی
می افتند و آمار جنون ادواری و اطباقی و خودکشی و ناهنجاری و اعتیاد و
بیماریهای روحی روانی و آسیب ها ی اجتماعی و غیر و ذالک بطور فزاینده ای
گسترش می یابد.در عین حال کسانی که تحت تعالیم حیات بخش مکاتب دینی
بویژه مکتب اسلام و مذهب تشیع به آئین و آرمانهای متعالی متعقد و متعّبد
می باشند خود را در مقابل همه آسیب ها و موانع رشد شخصیت وجودی بیمه
نموده و منویات رحمانی را از سرچشمه فیض عبودیت بخوبی درک می نمایند.
آرمان یک پدیده یا پدیدار نیست بلکه بصیرتی است که انسان را از منظری اصیل
به حقیقتی مسلّم متصل میسازد و البته همانطور که پیش تر گفته شد مستلزم
فیض و عنایت الهی است.وقتی دارای آرمان متعالی باشیم گذر از ساحتی به
ساحت دیگر متناسب با حوزه های عرفان و دین و اخلاق معطوف به سوق یافتن
عوامل متعددی است که تحت سیطره ای هویدای برکات رب جلیل و غنای
سرشار حکمت و حقیقت و معرفت و معنویت است که روح و روان بشر را
تکامل بخشیده و تقارن حضور و نظارت مدام پروردگار عالم را باور پذیر می نماید.
بعبارتی دیگر شادی و شعف آگاهی و رهایی از جهل در وجود آدمی قدرتی را
بارور میسازد که وی را بسوی عین حقیقت و اوج کمال رهنمون میسازد و مکرر
یادآور میشود که کوچکترین اجزاء و انحاء جسم و روح مخلوقات محتاج و مستلزم
کسب فیض مدام است و اگر آنی رشته اتصال به سر چشمه لایزال نور مطلق
گسسته شود دنیا و مافیها ش کن فیکون خواهد شد.راز آفرینش و رمز خلقت
و حقیقت زندگی و حکمت کمال بشر واجد ظرایف و حقایق و نکات بسیار مهم
و ارزنده ای است که قلم این حقیر قاصر و زبان این فقیر الکن و دانش این
مخلص اندک است و .... (( باقی بقایتان / جانم فدایتان ...))