اصولن کاربرد زبان وسیله ای برای انتقال پیام و بیان مقصود از فردی به فرد یا افراد دیگر است . آنچه مورد
توجه گوینده و شنونده قرار می گیرد صرفن مفهوم وازه ها و اصطلاحات است .لکن هر وازه و اصطلاح علاوه
بر بار معنایی که ابتدا به ساکن به ذهن مخاطب متبادر میسازد دارای ابعاد و ظرفیت بیشتر و معانی
دورتری است که در کاربرد های روزمره زبان اعم از محاوره و مکالمه و مجادله و مکاتبه و مصاحبه و ...
مورد اهتمام و حُسن توجه قرار نگرفته و از اعتبار چندانی برخوردار نیست. باری اتکاء به ظرفیت های
صوتی و دستوری و تصویری و تخیلّی زبان در راستای بیان مفاهیم و آفرینش کلام منظوم حاصل تلاقی
تعالی ادراک و احساس و اندیشه ی متعالی است. جهت مزید استضار عارضم که منظور از تصویر معادل
وازه image است که گستره ای از امکانات روایی در قلمرو هنر و فرهنگ و ادب را شامل میشود.
بدیهی است آنچه از مفهوم تصویر در ساحت شعر مورد تأکید قرار گرفته و می گیرد تنها و تنها صوری از
تصویرست که در هیأت مصادیق متکثّر تشبیهات و استعارات و تشخیصات و تلمیحات و مانند آن نمود
می یابد . شایان ذکرست تصویر و تخیل از جمله مهمترین و کاربردی ترین ابزار آفرینش زیبایی و شرح
حدیث شیدایی است. من باب مثال قطعه زیبا و دلنشین زیر که اثر ماندگار شاعر معاصر و استاد
مسلّم ه.ا.سایه است توجه کنید :
بسترم / صدف خالی یک تنهایی است/ و تو چون مراورید/گردن اویز کسان دگری ...
کمتر فارسی زبانی را می توان یافت که با خواندن یا شنیدن این ابیات زیبا و درک نسبی معنا و مفهوم
آن احساسی حاکی از تحسین تمجید در وجودش بیدار نشود و یا حداقل لبخندی حاکی از رضایت بر لبانش
نقش نبندد. آری آنچه این کیفیات زیبا و دل انگیز را به شعر و ادب ارزانی داشته ویزگی های ممتاز تصویر و
تخیل است که نمی توان نسبت به آن بی اعتنا ماند.بی شک در پرتو انطباق و اعتماد متقابل است که
ارکان آفرینش شعر ناب و زلال در اختیار شاعر قرار می گیرد و طبعن با عنایت به میزان تسلط و توانایی و
وسعت دانش و تجربیات و اوضاع و احوال روحی و روانی و فضای عاطفی هر شاعر متفاوت و متغییر خواهد
بود.امید است این مقوله مورد توجه و استقبال مخاطبین عزیز قرار گیرد و فرصت بهتر و مجال بیشتری برای
تبیین سایر ابعاد و ارکان شعر که مایه ی سرور و شیدایی است فراهم گردد. باقی بقایتان / بدرود.