صبح

با سیمای آشنای خویش

از بیکران افق

ره باز کرده

و  بر خیل عاشقان

درود می فرستد

          ****

  کبوتران مهر

به شوق وصل دوست

  فوج فوج

در آسمان خیال

پرواز می کنند

 و صنوبران خاک

سرسپرده و غمناک

بازی ابر و  مه و باد را

به تماشا نشسته اند

برخیز ،

((ساقیا قدحی پر شراب کن ))

دور فلک را 

امید مرحمتی نیست ...

******************************

پ.ن :

ــ بیت تضمین و همچنین عنوان پست از دیوان جاودان حضرت حافظ (علیه الرحمه )

برداشت شده است.

ـــ این یکی دو روزه هوای بندر مثل دل عشاق گرفته و ابری است ،ولی نمی بارد ... 

آری ، سیلاب اشک بهانه می خواهد...

ــــ دلم اما، گریه بی بهانه می خواهد ...