خداوندگار تار ....
رسم گلچین فلک گرچه همه یغما بود/ لیک این بار گلی چید که بی همتا بود ...
زنده یاد جلیل شهناز در جایگاه رفیع استاد بلامنازع و مسلّم موسیقی کشور عزیزمان ایران برای
اهالی موسیقی در حکم پدری دلسوز و مهربان منشاء آثار زیبا و ماندگاری است که شناسنامه
هنری ایشان و افتخارات موسیقی ایران را اعتلاء بخشیده و مایه زینت و برکت این هنر اصیل گردیده
است. وجود پر برکت و شخصیت ممتاز و منش والای آن بزرگوار همواره موجب وحدت و همدلی و
همراهی خانواده ی بزرگ موسیقی بوده و انشااله که با تأسی از روح بلند ایشان تداوم خواهد یافت.
دریغ که بزرگان والا تبار و ارجمندی که الحق و الانصاف صاحبان حقیقی موسیقی این سرزمین
هنر پرورند و جای خالی شان هرگز پر شدنی نیست یک به یک از دیار مهر رحل اقامت می افکنند
به دیار دوست پر می کشند... در این میان مرحوم شهناز را که براستی گوهری یکدانه بود و دست
بی رحم اجل ناگاه از ما ربودش... جناب جلیل خان شهناز استادی فرزانه و جلیل القدر بود که سالیان
سال مقام شامخ استادی فرهیخته را __ که در این زمانه وانفسا بس ارزان و کم مقدارست __ یدک
می کشید و مقام و منزلت منحصر بفرد ایشان از دیر باز مورد تکریم و احترام هنرمندان و هنردوستان
اقصی نقاط جهان بوده و خواهد بود.بی تردید مقام هنری آن زنده یاد در سایه استعداد شگرف و کار زیاد
و تمرین و ممارست مداوم و ذوق سرشار و ذهن خلاق و از همه مهمتر توفیقات خاص الهی حاصل
گردیده و در پرتو عنایات حضرت حق در اندک زمانی مراتب تسلط و تبحر و چیره دستی وی شهرت و
آوازه ی جهانی یافت. اگر چه آن عزیز سفر کرده به ظاهر شاگردی نداشت لکن در عالم معنا استاد
و معیار و مرجع مسلّم همه هنرمندان و هنر آموزان بود. بواسطه ی تربیت خاص و موقعیت خانوادگی
و شرایط زندگی و محیط مساعدی که در آن رشد و نمو و تعالی یافته بود دارای شخصیتی والا و
بسار صمیمی و جامع الاطراف و فوق العاده سلیم النفس و عزیز و عزت مند بود که در اوج شهرت و
مقام و مکنت دچار غرور و خودخواهی و نخوت نشد و در سراسر عمر پربار خویش هرگز راهش را از توده ی
مردم جدا نکرد و به شهادت غریب و آشنا آن نازنین مرد اسوه ی بی بدیل ادب و متانت و مهر و محبت و
خضوع و خشوع و تواضع و فروتنی بود که نوای دلنشین تارش موسیقی خلوت موسیقیدانان بود.
شاید که دیگر برای سه گاه و ابوعطا و شور و دشتی ___ دستگاههای موسیقی مورد علاقه استاد __
حالی باقی نمانده باشد... پر واضح است که آنها نیز مانند همه دلشان برای استاد گرانقدر روانشاد
جلیل شهناز تنگ خواهد شد زیرا هیچکس مثل حضرت استاد مقام شان را پاس نمی داشت و دست
نوازش بر سرشان نمی کشید.... براستی چه دردناک است بر سازهای شورانگیز استاد گرد یتیمی
بنشیند اما چه میشود کرد ؟ جز اینکه به رضای خداوند تبارک و تعالی راضی باشیم و برای استاد از
درگاه کریمی اش رحمت و مغفرت واسعه طلب نمائیم. روح و روان هنرمندان و دوستداران هنر با یاد
هنر مندی اش شاد باد ... قربه الی الله الفاتحه مع الصلوات .