ساغری از باده ی دلدادگی ...
به قراری دلخوش
به سلامی خشنود
گوش دل داده به آواز نسیم
نقد جان طلعت جنات نعیم
چشمه ساران زلال
شُست اندوه و ملال
ابر و باد و باران
عطر یاد یاران
شب مهتاب و سکوت
قصه ی بود و نبود
با خیال معبود
شاد می باید بود ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 2:22 توسط حمید راهدار
|