خارک، دُر یتیم خلیج فارس ، عنوان کتابی ارزشمند از زنده یاد جلال آل احمد
است که بر اساس تحقیق و پژوهشی گران سنگ به رشته تحریر در آورده و
میتوان گفت حق مطلب را در خصوص این جزیره مرجانی بخوبی بیان نموده
است .اگر چه ارزش حیاتی و اهمیت استراتژیک و موقعیت سوق الجیشی
توام با زیبایی های شگفت انگیز جغرافیای گیاهی و جذابیت فوق العاده
طبیعت بکر و فرهنگ فولکلور و رسم و رسومات جالب بومیان ساکن جزیره
و قرابت و همزیستی مسالمیت آمیز و روابط صمیمی و برادرانه مسلمانان
اهل تسنن و تشیع و ساحل مرجانی رویایی و گونه های مختلف و متکثر
جانوری خصوصن عبور و مرور چشم نواز گله گله آهوانی که از قدیم الایام
وجود داشته و بر جاذبه جزیره افزوده اند و دارای شهرت و آوازه ای فرامرزی
و جهانگیرند ــ متاسفانه دیگر مثل گذشته های نه چندان دور زیاد بچشم
نمی آیند و روز به روز از تعدادشان کاسته شده است .گویا مرور زمان و
گسترش تکنولوژی و ازدیاد فضولات سمی و آلاینده های صنعتی و آلودگی
های محیطی و صوتی و تخریب زیستگاهها و توسعه حوزه شهر و تعدد و
پراکندگی حریم کارگاهها منجر به کاهش و محدودیت قلمرو وحوش گردیده
و سوء مدیریت و اعمال نظر و بکارگیری سلایق شخصی و اهمال ورزی و بی
توجهی به خرد جمعی و توصیه دلسوزان و کارشناسان مجرب و ندانم کاریها
و لج و لجبازی ها که پرداختن به مصادیق و جزئیات آنها از حوصله و صلاحیت
و تخصص صاحب این قلم خارج است ـــ و پر واضح است که ذکر تمام حقایق و
بیان همه گفتنی ها و ادای حق مطلب حتی در قالب دهها و صدها دفتر و
کتاب و مقاله امکانپذیر نمی باشد چه رسد به قلم قاصر و دانش اندک و زبان
الکن این حقیر سراپا تقصیر ...... لهذا بمنظور پرهیز از اطاله کلام از تصدیع
اوقات شریف کلیه مخاطبین و مراجعین عزیز این وبلاگ اجتناب نموده و
تعریف و تمجید و تفسیر و توصیف بیشتر را به زمانی دیگر و مجالی بهتر
وا میگذارم...
اما اینکه چرا از میان خیل موضوعات و مسائل روزمره به خارک ،دُر یتیم
خلیج همیشه فارس پرداختم؟ صبح روز یکشنبه مورخ ۳/۲/۹۱ در پی ابلاغ
ماموریت اداری باتفاق دو نفر از همکاران ترک دیار گفتیم و از مبداء بندر
افسانه ای بوشهر با کشتی زمُرد عازم دیار مهربانی شدیم و امروز بعد از
ظهر حدود ساعت ۱۶ آن جزیره مرجانی زیبا را به مقصد بندر گناوه ترک
نمودیم و برای خالی نبودن عریضه و ارضای غریزه کنجکاوی در بازار داغ و
پربار بندر گناوه نیز چرخی زدیم و متعاقب تهیه پاره ای لوازم و مایحتاج
با یکدستگاه خودرو دربستی به دیار دلنشین خویش مراجعت نمودیم.
هنگامیکه در اسکله جزیره منتظر صدور مجوز خروج بودیم شاهدصحنه های
بسیار بدیع و زیبایی از تردد انواع و اقسام ماهیان رنگی و خالدار و بالدار
( پرنده) همچنین رقص ستاره و عروس و دیگر موجودات دریایی بودیم که
لذت تماشای آنها سیری ناپذیر بود ولی چه سود که ماندن خیال است و
باید دل به دریا زد و رفت..... شایان ذکر است همه این شکوه و شگفتی
که عرض شد صرفن در ساحل آن جزیره ی زیبا قابل رویت است که آب
زلال و ساحل مرجانیش منحصر بفرد است.فتبارک الله احسن الخالقین ....
در خاتمه برای تکریم شعر و تمرین شاعری .....!! بیتی از دیوان وزین و
غزلیات دلربای حضرت لسان الغیب به عاریت گرفته تا گلشن جانمان از
گوهر شادی بخش شعر و صفای زندگی شکوفا گشته و در حد وسع
و توان خویش به ساحت مهرورزان ادیب و رفقای شفیقم ادای دین و
اظهار ادب و تجدید ارادت نموده باشم :
پیش از اینت بیش از این اندیشه ی عشاق بود
مهرورزی تو با ما شهره ی آفاق بود ...