این دست های خالی من نذر خوبی ات ...
از این حوالی
سبزه زار بهشت
تا بیکران عالم معنا هویداست
و نگاه غریب کبوتران حرم
در قاب زعفرانی غروب
بر گنبد و گلدسته و صحن
نور می پاشد
و من با دستان خالی ام
به اعجاز ستاره و مهتاب
و آیات آسمان و زمین
دخیل بسته ام
تا به لطف حضرت دوست
بر فراز ابرهای عطشناک خاک
همدوش یاران
نایب الزیاره باران باشیم ...
+ نوشته شده در جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 17:5 توسط حمید راهدار
|