زنده یاد شاملوی بزرگ __ رحمه الله علیه __  چندین شعر و ترانه ری زیبا و ماندگار در وزن و قالبی

بدیع سروده که حاصل جهد و ابتکار وی می باشند و منحصر به شخص شخیص ایشان است.

فی المثل از جمله آن سروده ها که عرض شد می توان از (( شبانه & راز & بارون  و پریا )) نام برد

که با لهجه ی عامیانه ی  تهرانی سروده است که بنظر این کمترین  (( پریا )) از دیگر سروده های

 عامیانه وی زیباتر است و الحق که شعری پر قدرت و پرکشش و خاطره انگیزست.

البته این وزن ابتکاری صرفن مختص لهجه ی عامیانه است و جز برای سرودن ترانه ها و اشعار و

افسانه ها ی  فولکلوریک و همچنین طنز و مطایبات مناسب دیگر اوزان شعری نیست و روشن است

که سخن جدی در این اوزان خوش نمی نشیند. بعنوان نمونه در شعر (( راز )) علیرغم همت عالی

شادروان حضرت شاملو شاعر بلند آوازه ی ایران زمین چون فاقد لحن هزل و طنز و یا هجو است اقبالی

نیافته و به شهادت قریب به اتفاق اهل فن و منتقدین بی طرف  همچنین خود سراینده ی منصفش

چندان موفقیت آمیز نبوده است.

شاید خوانندگان محترم این مطلب  دچار تشکیک و تناقض شوند که اتفاقن اثر جاودانه (( پریا )) هم که

لحنش جدی ___ بوده  ! __ است  چرا به این میزان مورد استقبال دوستداران شعر و ادب فارسی قرار

گرفته است ؟  باری  جدی بودن لحن (( پریا )) که محل انکار نبوده و اظهر من الشمس است  اما اینکه دلیل

موفقیت و آوازه اش __ با وجود لحن جدی __  به دلیل چه ویژگی هایی بوده است ؟ قطعن پاسخ جامع و

مانع  و کامل سوال موجه مطروحه از حد بضاعت ادبی و دانش اندک حقیر سراپا تقصیر فراتر است لکن

حسب آنچه فی البداهه  در ذهن ناقصم نقش بست  عارضم که (( پریا )) اگر چه لحن و موضوع جدی

دارد  اما آمیختگی زیادی با حالتی  از افسونگری و افسانه سرایی  دارد و قرابت زبانی آن با ترانه های

فولکلوریک به آن حس و حال توفیق آمیزی داده است  که بخش عمده اقبال عمومی نسبت به آن ناشی

از روح بلند و  نفس پاک  و ذهن خلاق و روحیه محلی و شخصیت خودمانی و تسلط و تبحر فوق العاده آن

ادیب فرزانه در عرصه بیکران شعر و ادب و دستور زبان شکرین فارسی است ...

اینک چند مصرع از سروده ی زیبای (( پریا)) را برای یاد آوری مخاطبین ارجمند و اینکه عجالتن از وزن و

شیوه بیان شعر ماندگار موصوف استحضار یابند بحضور  سبزتان تقدیم میدارد امید که مقبول افتد :

         

پریای خط خطی !

لخت و عریون پاپتی !

شبای چله کوچیک

که تو کرسی چیک و چیک

تخمه می شکستیم و بارون میومد

صدای شرشر ناودون میومد

بی بی جون قصه می گفت &  حرفای سربسه می گفت

قصه سبز پری & زرد پری

قصه ی سنگ صبور

قصه بز روی بون

قصه دختر شاه پریون

شمائین اون پریا ؟

اومدین دنیای ما ؟

حالا هی جوش می خورین

حرص می خورین

غصه خاموش می خورین

که دنیامون خال خالیه & غصه و رنج خیالیه ؟

دنیای ما عیونه & هر کی میخواد بدونه :

دنیای ما خار داره

بیابوناش مار داره

هر کی باهاش کار داره

دلش خبر دار داره ... 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

           روح بلند و مقام عالی شاملوی بزرگ متعالی و روح ما با یاد خوشش شاد انشاءاله .