احساس باغ دارم ...
دستان سبز عشق
بر گونه ی گیاه
سرگرم رویش است
زنگاره ی عطش
در جان جویبار
محکوم جوشش است
بُستان زندگی
در مقدم بهار
سرشار برگ و بار
لبریز غنچه شد
زلف سیاه یار
از شوق زندگی
سبز است خانه ام
امید وصل دوست
تنها بهانه ام ...
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ ساعت 19:20 توسط حمید راهدار
|