ندای هنگام

آخرین لحظه های * اسفند است

از سر شاخ این برهنه چنار

مرغکی با ترنمی بیدار

می زند نغمه،

نیست معلومم

آخرین شکوه از زمستان است

یا نخستین ترانه های بهار؟

*********************************

*پ.ن ۱:

   با کسب اجازه از محضر شریف استاد فرهیخته جناب آقای شفیعی کدکنی عزیز ضرورتن

در سطر اول (( آخرین روزهای اسفند)) را به (( آخرین لحظه های اسفند )) تغییرداده ام .

*پ.ن ۲:

 متاسفانه از دیروز صبح تا همین الان نه درج پست ممکن  بود و نه امکان ارسال نظر میسر ...

پ.ن ۳ :

انشااله تعالی که در سال نو  جان و تن همه دوستان عزیز و مخاطبین گرامی این وبلاگ در

صحت و سلامتی کامل باشند و خاطر شان جمع  جمع ،عمرشان دراز، رزق شان فـــــــراخ،

روی شان گشاده،کار و بارشان پر برکت ،دشمنا نشان قلیل ،دوستان شان کثیر ، بــــاغ و 

بوستان سبز و پر ثمر و قضا و بلا از وجود ذیجودشان دور و دعای خیرشان شامل حال حقیر

باشد ... باقی بقایتان / جانم فدایتان ...