روزگار غریبی است ، نازنین...
لحظه ها در گذرند
عاشقان دربدرند
اشک و لبخند
به چیزی نخرند
دوستان بی تردید
مایه دردسرند
در فراسوی زمان
عاری از مهر و ادب بی اثرند
آیت خسته دلی پنهان ساز
همه جا پاکدلان در خطرند
با من از عشق سخن کوتاه کن
باش اغیار جفا پیشه ز کین
که عدوی هنرند
از بد حادثه بوئی نبرند ....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* عنوان پست عاریه است...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 1:32 توسط حمید راهدار
|