آوای برگ ها ...
هوشنگ ابتهاج ( ه. الف . سایه ) زیبا می سراید :
در گوش من فسانه دلدادگی مگو
در بزم من ترانه شوریدگی مخوان
حمید مصدق شیوا سروده است :
تو به اندازه تنهایی من خوشبختی ، من باندازه زیبائی تو غمگینم ...
..... و خود مخلص درد مندانه می نالم که :
هوای این دیار با احساساتم سازگار نیست، اگر بهای ویرانی کاخ فراموشی
جهان، جان من است گو تو خوش باش که عنقریب حصار بلند دلتنگی بر سرم
آوار می شود ....
پ.ن :
((خون من ریز و میاندیش ز دیوان حساب
کآنچه در هیچ حسابی نبود خون من است ...))
* چنانچه عزیزی سراینده بیت پی نوشت را می شناسد تا حصار بلند دلتنگی فرو نریخته بفرماید و مژدگانی قابل توجه
دریافت نماید...
+ نوشته شده در دوشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 17:36 توسط حمید راهدار
|