یادشان زمزمه نیم شب مستان باد ...
لحظاتی پیش نامه شورانگیز خلبان شهید عباس دوران را که در زمان خدمتش در پایگاه
ششم شکاری بوشهر برای همسرش نوشته و ارسال کرده بود در یکی از سایتها مشاهده و
مطالعه کردم و حسابی دلم گرفت و در فراق این شیرمردان عرصه پیکاراندوهگین شدم و با خود
گفتم توفیق کمی نیست که در سایه رشادت شهداء اکنون من با فراغ بال در همین هـوایی که
آن زنده یاد نفس کشیده ، تنفس میکنم. واقعاً چه انسان های عاشق پیشه صادقی در این
دیار اهورایی نفس کشیده اند و متاع جان عزیز خویش را سرخوشانه و شادمانه جهت اعتلای
دین مبین اسلام و آئین ناب محمدی (ص) و سربلندی نام بزرگ میهن عزیزمان ایران خالصانه در
طبق اخلاص نهادند و اکنون ما آنطور که باید و شاید قدر نمی شناسیم و ارج نمی نهیم...!!!.
شهید دلاور سرلشکر خلبان عباس دوران از پایگاه هوایی نوژه همدان به شهر من بندر بوشهر
مامور شده بود و برایم موجب مزید افتخارست که شهیدانی امثال ایشان و شهید والامقام علی
یاسینی ( که پایگاه هوایی بوشهر به نام وی مزین است ) و شهید عزیز بابایی و خلتعبری و....
سالهای آغازین جهاد و جوانمردی را در این خاک پاک سکنی گزیده و عطر نفس گرمشان تا
همیشه در فضای بندر زیبا و خاطره انگیز بوشهر آکنده است. تردیدی نیست که یاد رشادت
دلیر مردان تیز پرواز آسمان عشق همچون سایر جان برکفان دریا دل بسیج و سپاه و ارتش
تا ابد بر تارک تاریخ زرین این آب و خاک اهورایی می درخشد و خون سرخشان تا فروپاشی
کامل کاخ جور ستم پیشگان ددمنش از جوش و خروش نمی ایستد و ضامن بقاء انقلاب
شکوهمند اسلامی و شاهد رهایی آزادگان دربند یوغ جور و ستم استکبار جانی و ایادی
سفاک و مزدوران خود فروخته اش بوده و خواهد بود ...(( ان شاء ان یراک قتیلا ))....
یاد سترگ و نام بلندشان گرامی و پر رهرو باد ...