فلسفه هامون
درجمعی خانوادگی و دوستانه مشغول تماشای فیلم ماندگار (هامون )
ساخته استاد داریوش مهرجویی عزیز بودیم که تماس داش علی این لذت
وافر را از من سلب نمود و بدلیل اجرای امر مطاع و ضروری ایشان لاجرم
شال و کلاه نموده و محفل صمیمی دوستان را با امید به توفیق تشکیل
مجلسی دوباره ترک نمودم.هامون الحق که جایگاهی رفیع و غیر قابل انکار
در سینمای ارزشی ایران دارد.محصولی فرهنگی که پویایی خاصی داشته
و پیام رسای آن بسیار فراتر از بضاعت کم هنر هفتم در آشفته بازار امروز
است.بنظر این حقیر انگ یکبار مصرف بودن به هیچکدام از ساخته های آقای
مهرجویی نمی چسپد و این را دوام آثار ایشان درگذر از سالهای متمادی
اثبات نموده است.تا آنجا که حافظه ام یاری میکند هامون در اکران اولیه خود
با تنگ نظری و بی مهری های عده ای منتقد نما بسیاری مواجه شد و در
مقابل تماشاگران و سینما دوستان فهیم بشدت هر چه تمام تر این فیلم
زیبا و نغز را تحسین و کارگردان صاحب سبکش را تشویق نمودند که هنوز
در یاد اهالی فیلم و سینما باقی است و اتفاقاً نسل جدید این سالها به
سادگی و صادقانه بیشترین همذات پنداری را با شخصیت (( حمید )) بازیگر
نقش اول فیلم که مردی میانسال و به گفته ی خود آویزان است را ظهور
و بروز میدهند و همین امر خود به تنهایی برای حقانیت اندیشه ی پویا و
ذهن خلاق و روحیه کاوشگر داریوش خان کافی است.در ارتباط با زیبایی
و ظرافت این فیلم خوش ساخت میشود ساعتها مطلب نوشت که مثل
همیشه ضیق وقت و دانش اندک و قلم قاصر بنده موجب عجز است و
دیگر هیچ اندر هیچ اندر هیچ ....
پ. ن ۱ :
میروم آن دورترها با خودم خلوت کنم
کی شود ای دل به داغ دوریش عادت کنم
پ.ن ۲ :
عالم همه هیچ و اهل عالم همه گیچ ...
پ.ن ۳ :
پی نوشت ۲ از خودم نیست...