سودای آفتاب ...
تقدیم به روح بلند و روان متعالی آموزگار آزادی و آزادگی معلم شهید
زنده یاد دکتر علی شریعتی (رحمه الله علیه...)
روز و شب از
پی هم در گذرند
خلق از همهمه عشق و
جنون بی خبرند
از پریشانی دل بر حذرند
عاشقان دربدرند
به تمنای دل تنگ و غریب
در پی وصل حبیب
در پسین گاه غروب
کُشته ی نرگس مخمور نگار
محو نقاش جمال ازلی
تشنه ی زمزم شیرین زُلال
رحمت جاری باران بهار
دل و دین یافته
آرام و قرار
می وزد عطر نسیمی ز شمال
تا به سودای کمال
سر برآری از خاک
ریشه ات سبز و دلت مهتابی
آسمانت آبی
خُنک آن لحظه که
من هم ،چون تو
بال در بال امید
نرم پرواز کنم تا خورشید ...
یادش گــــــــــــــرامی و راهش پر رهرو باد ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۹۰ ساعت 22:53 توسط حمید راهدار
|