نفسی تازه میخوام ...
از بعد ناهار تا همین حالا سر درد دارم و ساعت به ساعت شدّت می گیرد.هر کاری و راهی
که برای رفع یا کاهش درد به عقل ناقصم رسید امتحان کردم ولی افاقه نکرد...!!! معمولاً هر
وقت ساعت بیولوژیک بدنم از تنظیم خارج میشود عوارضش سردرد خفیفی است که بعد از
دقایقی خوب میشد اما امروز که به موهبت تعطیلی دندم نرم ،یکی دو ساعت بیشتر خوابیدم
با چشم گشودن شروع شد و دیگه نه تنها خوب نشد که شدیدترم شد و حسابی کسالت بار و
آزار دهنده است و می پندارم که چون شمیم خوش هوای کوی دوست و لذت یاد جانان جز با
جان بدر نرود ...علی ایحال با این حال زار و جسم نزار به احترام جمع صمیمی حضار و مخاطبین
شریف و دوستان عزیزی که بر حقیر منت نهاده و قلم رنجه فرموده قدم به دیدگانم میگذارند و
بزرگوارنه به دل نوشته های ناقابل راقم این سطور سر می زنند ،قطعه شعری بعنوان برگ سبز
تحفه درویش نثار مقدم شریف عموم دوستان خوش ذوق از طیف شاهدان و شاعران و عارفان و
عاشقان مهربان گرفته تا ناقدان نکته بین و دلبران مه جبین و همدمان نازنین و همرهـــــان نیک
سیرت میگردد. امیدست مقبول طبع لطیف همه عزیزان واقع شود.
در امتداد عشق
با حسرت بهار
از جور روزگار
غمگین و بی قرار
مجنون خسته دل
چشم انتظار یار
امید عاشقان
آئین پرده دار
فیض سروش حق
الطاف کردگار
تا دولت حضور
دست از طلب ندار
نام بلند دوست
گردیده ماندگار ...