هوای باغ نمودیم و آسمان گل کرد.
از فراز ابرها
گلدسته دعا پیداست
خواب ناز گل رویاست
چشم دلبران شهلاست
در هوای چشمه بی تاب
مرغک دلم شیداست
در بهار عطر آگین
نازنین گلم تنهاست
پرشکوفه بستان ها
بر طرف چمن غوغاست
ناز و عشوه ی کوکب
در چشم سحر زیباست
در حماسه ی مجنون
ماه و اختر و خورشید
محو شوکت لیلاست ...
*پن ۱ :
گوش شیطون کر ...ازآغازین دقایق بامداد دیروز این اولین مطلبی است که
ظاهرن قرار است تبت شود .باور بفرمائید حداقل ۴ بار بزحمت تمام مطالبی
فی البداهه تایپ کردم و موقع ارسال معلوم نشد کجا کوچیدند...بقول معروف:
انگار آب شدند رفتند زمین ... این سطرها را در حالی می نگارم که به ارسال
همین مطلب امید چندانی نه که نیست من از شدت نومیدی شرطی شدم.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۰ ساعت 0:44 توسط حمید راهدار
|