روزم سیه حالم تبه کردی تو کردی ...
زاویه نگاهت
همطراز خورشید
داغ و سوزنده و سنگین
مهتاب و ستاره را
در گرگ و میش صبح
مبهوت میسازد
و من
مسحور معجزه چشمانت
خاموش و تنها
نیزه ستبر سپاه مژگانت را
با رعب و هراس
نظاره میکنم
نیک میدانم که
از صاعقه نگاهت
راه فراری نیست ...
+ نوشته شده در دوشنبه ۶ تیر ۱۳۹۰ ساعت 15:42 توسط حمید راهدار
|