بر دامن دشت

چون سبزه روئید

بر جوی قلبم

خورشید تابید

جوشید شبنم

بر چهره گل

پاشید دلدار

خاکستر شمع

بر دولت دوست

کاین جلوه از یار

آئین نیکوست

از آیت حق والا تبارم

در شهر یاران با اعتبارم

از حضرت دوست امید دارم

دیدار گل را چشم انتظارم

تا سر رسد آئینه دارم

روشن شود ،چشم و چراغ

روزگارررررررررررررررررررمممممممممم .....