در روشنای صبح ...
سپیده دمان
در تلاطم امواج
گمشده ام را باز جستم
یکی می گفت
(( اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد ))
دلم اما گفت
نه ، صلابت پیوند دوستی را
گسستگی نشاید
آیه های باور مهر را
زمزمه کن
دیری نپاید که دوست
بر فراز قله دور
بال در بال سپید نور
ترا صدا کند
گل از گلم شکفت
طفل دلم نهفت ...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۰ ساعت 16:52 توسط حمید راهدار
|