درد دندان دارم و دردم نمیداند کسی ...
داور دانا بداند درد دندان مرا ...
خب ضمن التماس دعا از محضر شریف دوستان عارضم که حفظ و بخاطر سپاری این شعر کاربرد
ظریف و لطیفی دارد بعنوان مثال اگر احیانا کسی از شما درخواست کرد اختصاصا شعری راجع به
دندان یا درد بصورت منفرد و مطلق یا درد دندان بصورت مجتمع و مرکب اظهار نمائید شما میتوانید
از موضعی حق بجانب قدرت حافظه و و سعت دانش شعری و دامنه ظرافت و لطایف مربوطه را با بیتی
جالب که نه تنها دردو دندان را در آن منظور شده است به رخ حضار بکشید بلکه علاوه بر آن خاطر نشان
سازید که در این بیت ۱۷ بار حرف دال تکرار شده است و این ویژگی بارز این بیت زیباست .
همچنین میتوانید راسا در بزم دوستانه مجلس گردانی کنید و زبانم لال، بجای غیبت دیگران و
حرفهای بی ربط و چندر غاز که گاهی اوقات موجب کسالت و دلخوری نیز میگردد عامل و آمر خیر
باشید و بازار مسابقات فکری و قرائن و اشارات و ترادف و تناقض و تکرار و تلقین و تزئین الفاظ و
معانی اشعار و قطعات در قالب نثر و نظم و مشاعرات گروهی با بحث و تبادل نظر لحظاتی ماندگار را
به خوبی و خوشی سپری نموده و جاودانه سازیم. این بیت شعر را حدود ۱۵ ــ ۱۶ سال پیش
پشت کامیونی خواندم و اگر چشم نخورم به رسم عادت مالوف چنانچه ریتم و فرم و محتوای شعری
هر چند بلند به دلم بچسپد در هر شرایطی که باشم بمحض ملاحظه با یکبار خواندن تقریبا ملکه
ذن و ورد زبانم میشود و در ضمیرم ثبت و ضبط می شود لکن از آنجا که کار از محکم کاری عیب
نمی کند و حافظه بنده نیز سال به سال که چه عرض کنم دم بدم تحلیل میرود محض احتیاط
مراتب را در دفتر ویژه ای که بهمین منظور از قدیم تا حالا در سفر و حذر همراه داشته و دارم یادداشت
نمودم ولی خدا شاهد است به همان ترتیب روز اول تا خودم دندانم درد میگیرد یا دیگری از درد دندان
می نالد و یا حسب مورد از دندانپزشک و دندانساز و دندانپزشکی و ..... (اعم از تجربی و آکادمیک)
سخن بمیان می آید در ذهن جان گرفته و بر زبانم جاری میشود.البته مثل مار که معروف است بهتر
است از ذکر نامش امتناع گردیده و از تعریف خاطره اش حذر شود وگرنه سرو کله اش پیدا میشود
از ترس درد جانسوز دندان همیشه از ذکرش ابا دارم اما از آنجا که این چند روزه با درد جانکاه دندان
سرکار داشته و کماکان تا حدودی دردش باقیست آن چنان در ذهنم جاخوش کرد و آنقدر عرصه را بر
قلم و قلبم تنگ نمود که مجبورم کرد پستی را به آن اختصاص دهم...خدا کند شما دوستان عزیز
و سروران ارجمند هیچگاه تجربه اش نکید و اگر قبلا تجربه نموده اید هرگز تکرار نشود...
*پ.ن۱:
در متون قدیم آمده است ۳ درد است که حملش از آستانه تحمل آدمی فراتر است و هر گاه واقع
میشود تا زمانی که مستولی است حرجی بر خروج حامل از دایره آدمیت و انسانیت نیست :
الف ـ درد کلیه
ب ــ درد گوش
ج ــ درد دندان
من رعایت امانت نموده به ترتیبی که در متن ذکر شده درج کردم و من الله آن ۲ دیگر را تجربه
نکرده ام لکن اگر به ااختیار خودم باشد هر سه را درد طاقت فرسای دندان مینوشتم....
پ.ن ۲ : سلامت باشید و سلامتی را قدر بدانید و خداوند را شکر گذارید که سلامتی بالاترین
نعمت الهی است...