سر ظهر علیرغم همه گرفتاری و خستگی و دلمشغولی و تراکم و  حجم  بالای کار  و گرسنگی

به اصرارمدیر عامل محترم یکی از شرکتهای طرف قرارداد که بدلیل ضیق وقت  اتمام مهلت ارسال

جوابیه مربوطه همین امروز در رابطه با ارسال پاسخ نهایی فرصت داشت بهر زحمت و مرارتی بود در

 محل شرکت  حاضر شدم. خانم تایپیست قبل از من مجهز به آخرین متد تکنولوژی حضور داشت و

عرایض بنده را بسرعت تایپ  مینمود . حدود ۷ آیتم کامل شده بود و خستگی بر جسم و جانمان

چیره که در عین ناباوری یهویی برق رفت و از عصبانیت و اندوه زحمت بیغارمان کاغذها در کف اتاق

 ولو شدند و حالو حوصله برداشتنش رو نداشتیم. خانم تایپیست مرا دلداری داد که سیستم به سیو

اتوماتیک مجهز است و نهایتن آیتم تجمیعی آخر حذف شده است و اگر چه آنهم کم نبود ولی باز جای

 خوشحالی و شکرش باقی بود. قرار شد  ناچار برویم استراحتی بکنیم و منتظر وصل جریان برق

بمانیم  و خانم منشی خبرم کند. حدود یکربع پیش زنگ زد و اندوه را بجانم ریخت که بجز آیتم یک و ۲

همه حذف شده اند و روز از نو و روزی از نو بیاید یا نیاید  و بهره ای نصیبمان شود یا نه هیچ معلوم

نیست. تایپیست شرکت می گفت این اولین باراست که اولن در حین کار نوشته ها را جهت احتیاط

 سیو نکرده بودم دومن در حین کاری به این درجه از اهمیت و سختی آنهم این وقت روز بی مقدمه برق

رفت و سومن سیستم تقریبن کل مطالب را حذف کرده باشد گفتم تردید نداشته باش که این از شانس

بد اندر بد و خراب اندر خراب بنده است. حالا  به همین خاطر ناچارن دعوت یکی از عزیزترین دوستان را

 برای حضور در مراسمی شاد و جشنی فرخنده که آرزویش را دارم رد نمودم تا بتوانم در امر ضروری تایپ

مجدد و بموقع نامه پیش گفته  کمک حال خانم تایپیست باشم . لذا از همین تریبون از دوست عزیزم

عذر خواسته پوزش میطلبم. زحمت تنظیم مجدد نامه به کنار ، امیدوارم  ایشان عذر مرا پذیرفته و بمن

حق دهد.ایشااله وقتی دیگر و مجالی خوشتر و جشنی شادتر و حضوری دل انگیز تر....