سکوت درد
شعری که از هجوم خیالت
مایه می گیرد
سرودنی است
لیک ای جان
در اضطراب جوابت
در حریم آرزوها
لب فرو بستم و
ساده و صبور
طعم تلخ لحظه های نبودنت را
چشیدم
اینک پای در رکاب زمان
منتظر غروب خورشید و
طلوع ماه و ستاره ام ...
----------------------------------------------
پ.ن ۱/:
ـ دوست دارم اشک باشم در چشمانم متولد شوم، بر گونه هایت زندگی کنم و در کنار لبانت بمیرم...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۹ ساعت 17:37 توسط حمید راهدار
|