شعری که از هجوم خیالت

مایه می گیرد

سرودنی است

لیک ای جان

در اضطراب جوابت

در حریم آرزوها

لب فرو بستم و

ساده و صبور

طعم تلخ لحظه های نبودنت را

چشیدم

اینک پای در رکاب زمان

منتظر غروب خورشید و

طلوع ماه و ستاره ام ...

----------------------------------------------

پ.ن ۱/:

ـ دوست دارم اشک باشم در چشمانم متولد شوم، بر گونه هایت زندگی کنم و در کنار لبانت بمیرم...