ای داد و بیداد... به حق چیزهای ندیده و نشنیده...!!! کم مانده  از تعجب شاخ

 در بیاورم...!! شایدم در آورده ام و خودم خبر ندارم.. بعد از سوت پایان بازی  تا

حالا داشتم می نوشتم و ویرایش میکردم یهو نمیدانم تیر عاشق کش بر دلم

که زد و از کجا زد که تمام زحمتم باد هوا شد و بی یار بودم بی غار هم شدم

لذا بعلت شدت اندوه   و اوج ناراحتی ناشی از گل تراژیک و باخت دراماتیک و

 اخراج بناحق و جانبداری بی تردید قطعی لکن سهوی و غیر عمد داور از

 گاوبازها و شکست ساقه و پرپر شدن گلبرگ لاله های نارنجی که امیدوار

بودم  بتوانند تقاص تیم محبوبم آلمان را از ماتادورها بگیرند که نگرفتند و هشت

 پا را برای همیشه کله پا کنند که نکردند در این دو تیم دو بازیکن مورد علاقه من

 بودند و هستند و خواهند بود که بترتیب اولویت و شدت  و قدمت علاقه و تعلق

خاطر ابتدا ایکر کاسیاس دروازه بان نامدار دنیای توپ گرد و کاپیتن پر افتخار تیم

 ملی اسپانیا و دیگری آرین روبن  فوق ستاره بایر مونیخ آلمان و چپ پای کلیدی و

هافبک تکنیکی تیم ملی هلند می باشند. خب دیگه دل خسته و تن تبدارم توان

تحمل سر درد مزمن میگرن آسایم را ندارند و اگر ادامه دهم بعید نیست تا دقایقی

دیگر مشتی محکم حواله مانیتور فکسنی و فک شکستنی خودم نمایم .ضمنن

 بعلت بی احتیاطی و بی مبالاتی کودکان فضولی که در معیت مهمانان گرانقدر

کمی تا قسمتی خودمانی که مدتهاست چترشان را در فضای حقیقی کلبه محقر

 بنده باز نموده و  حالا حالا ها لنگر انداخته  و تا تمام نشود کنگر میخورند شیشه

عینک یا بهتر عرض کنم جام مطلای چشم عزیزم شکسته است و این امر سردرد و

 بی حوصلگی ام را شدت و حدت بخشیده و بر ناراحتیم افزوده است.شما  به مناعت

طبع و بزرگواری خودتان  مرا ببخشید ..من اگر اینها را نبخشم چه کاری از دستم

ساخته است...؟