تنهایی
تحصیل روزهای پر شور و با حرارات را در کنار هم بخوبی و خوشی سپری می نمایند . من اما
روزهای گرم و شبهای پر ستاره این فصل شورانگیز را تنهای تنها با یاد خوبی ها و خاطرات تو
پشت سر میگذارم و منتظر خبری و نظری و گذری از جانب تو هستم.برسم عادت مالوف چشم
براه پیک خوش خبر سلامتیت تمام روز را به انتظار نشسته ام ...راستش من این روزها خیلی
تنها و غمگین و دلتنگم... خودت خوب میدانی جز تو هیچ دوست و آشنایی ندارم که لحظات
کسالت بار تنهایی و بی حوصلگی هایم را با او قسمت کنم . برای تقسیم شادی و شور و شعف
متقاضی مشتاق کم نیست لکن غم و اندوه و درد بی کسی و تنهایی را هرگز شریکی نیست.
در هوای یاد تو بازی و تماشای تلویزیون و خواندن کتاب و رفتن به پارک و ساحل دریا و شنا و ...
هیچ لذتی ندارد و بی حضور مصفایت هیچ تفریحی مفرح و با نشاط و شادی آفرین نیست .
تو را نمیدانم ولی به هیچ وجه من الوجوه به من نمی چسپد و بیش از پیش آزرده خاطرم میکند.
از سر ناچاری خودم را با خواندن کتاب و نشریات و تماشای فیلم و تلویزیون و دریا و ماهیگیری و
گشت و گذار و مسافرت در اطراف و اکناف سرگرم میکنم اما چه سود که لحظات به کندی و سختی
سپری میشوند و در این روزگار کج مدار دوست اصیل یکرنگ بی غل و غشی مثل تو دوست نازنینی
که در اوج صمیمیت و اخلاص بدون هیچگونه توقع و چشمداشتی در شادی و غم، شریک و همراه و
همگام بودی یافت می نشود، آنم آرزوست...اندوهناک تر اینکه مضاف بر همه دلتنگی ها، متاسفانه
اخیرا پاره ای سوء تفاهمات و بدبینی های بی جای ناشی از عادت مرسوم نیمه خالی لیوان را دیدن
و احیانن دخالت نا معقول حاسدان و ناکسان مغرض موجب گردیده است تماس و ارتباط غیرحضوری و
مکاتبه و مصاحبه و مشاعره و مجادله و مراوده فیمابین نیز با اخلال و مشکل مواجه گردد و غمم از حد
فزون گردد از این نامهربانی ها ...
مگر میشود لحظات قشنگ و روزهای زیبای تکرار نشدنی و شبهای مهتابی روزگار ماندگار دوستی و
آشنایی و عشق و عاشقی و مودت را که با مهر و محبت و رافت دوست بسر رفت و گذر زمان تحت
الشعاع شکوه و عظمتش در حاشیه قرار گرفته و فراموش می شد را به همین راحتی از یاد برد و با
این تنهایی کسالت بار مقایسه نمود...!!؟؟هیهات ...