تا الان دارم دسته دسته ستاره ها رو نشونه میکنم و میشمرم و واسشون حد و مرز و حدود و صغور

تعیین میکنم و اگر چه چیزی به صبح و طلوع خورشید عالمتاب نمانده است  لیکن ستارگان بیقرار

 چشم نواز از حد فزونند.عجب حکایتی است حکایت زندگی و شب و ستاره ...آسمان بی تکلف و

 مهمان نواز همچون میزبانی مهربان، همه شکوه و زیبائیش را عیان نموده  و هیچ چیز را از چشم

مهمانش پنهان نمیدارد.در گوشه و کنار و اطراف و اکنافش هر چه می بینی زیباست و آنچنان غرق

 درحسن و کمال و جمال دل آرا و زیبایی زاید الوصفش میشوی که گویی ره زین شب پر ستاره

بیرون نخواهی برد...این حقیقت که عرش بیکران الهی در انعکاس روشنایی روز نیز زیبائیش دلنواز و

 خیره کننده است قابل  انکار و کتمان نیست اما خب من شب و مهتاب و ستاره را دوست تر دارم...