الهه مهر
نگار مهربان من
امید و آرمان من
دلت خوش
خانه ات آباد
تو بخشیدی بمن
در خواب و بیداری
نوید دلکش ِ
آرامش و شادی
سرود دلنشین ِ
شوق آزادی
دلی پر مهر
سری پر شور
تو ای محبوب بی همتا
که نذر راستینت را ادا کردی
به عشق آتشینم آشنا کردی
به عهد واپسین خود وفا کردی
مرا از غم رها کردی
چه سان با این زبان الکن و
با این قلم گویم ...؟
چه دیدم من ..!! چها کردی
ترا در قدرت گفتار
ترا در نیکی رفتار
ترا در حکمت و اندیشه و پندار
ترا در پاکی کردار
نمی بینم حریفی و هماوردی
به جام آخرین بزم مشتاقان
که من هم از دل و از جان
به امر قدسی یزدان
به عهد دیر پای خویش
با آن خسرو خوبان وفادارم
و تا جان در بدن دارم
شرف را پاک از هر ننگ و نیرنگی
نگه دارم ....
+ نوشته شده در شنبه ۵ تیر ۱۳۸۹ ساعت 13:11 توسط حمید راهدار
|