شب تا سحر دمادم

اشکای سرخ نم نم

می شینه مثل شبنم

می غلطه روی گونه م

زندگی ام این روزا

گرفته رنگ ماتم

یه عمره با یاد تو

کنج اتاق نشستم

عهد همیشگی رو

اگه نیای گسستم

بغض ترانه ها را

تازه گی ها شکستم

خواب نمیاد به چشمام

با اینکه خیلی خستم

راه رسیدن به حریم

خونه مونو  بستم

فدای باغ پُرگل جوونی

علاج رنج و غصه رو میدونی

کاشکی که حرف این دل

 دیوونه رو بخونی...