با هر زحمت و مرارتی که بود دل و دیده ام را راضی کردم به ناز صدا و کفش و کلاه و جامه و ردا و

قد و قامت و نقش و نگار و چشم و ابروی کلیشه ای مانکن ها و باربی ها نشسته در کمین جوانان

برومندی همچون من بی اعتنا باشد ،مبادا برایم پاپوشی بدوزند و فرصت فتح قلل ترقی و پیشرفتم

را بسوزند و اوقات گرانبهای عمر را ضایع سازند.هنوز هم مرتب و مکرر پند و اندرزشان میدهم عهد

قدیم را فراموش نکنند و  مبادا ناغافل دل براین پیره زنان و بیوه زنان عشوه گر دهر ببندند که این

 عجوزه ها در عقد بسی جوانان ناکام پاک نهاد، دامادند. برای عاشق بیقراری که  شب و روزش در

 فکرخدمت به همنوعان میگذرد و تمام سعی و تلاش و همتش معطوف به طی  سریع السیر پله های

ترقی است حیف است حتی لحظه ای از گوهر وجود ذیجودش بیهوده به تماشای زرق و برق دروغین و

ظواهر فریبنده دنیای مکر و فریب و ناز و غمزه و عشوه عاملین فساد و تباهی به بطالت بگذرد.

البته حساب دلبرکان با وفای سمن سیمای نجیب از این قماش جداست و ذکر یاد و نام و خاطرشان

مستلزم مزید احترام و ادب و ارادت است. ایشان را بر من حقی و فضیلتی است که انصاف و جوانمردی

حکم میکند اداء نمایم .آنچه در صدر سخن عرض شد نهیب هماره وجدان به دل و دیده کم طاقت خودم

بود و لاغیر. بهر حال متن و حاشیه زندگی من و شما و دیگران  سرشار از لطائف و ظرائف و سخنان

ناگفته عبرت آموز و شنیدنی است.ارجح و اولی است قبل از هر کس خودمان از گذر زندگی و تاریخ 

درس بگیریم و تجربه بیاموزیم و تجارب حاصله خود و دیگر اساتید و اندیشمندان و صلحاء متقدم و

متاخر و معاصر را چراغ راه آینده قرار دهیم تا بحول و قوه ذات اقدس الهی عنقریب شاهد موفقیت را

در آغوش بگیریم و از کویر سوزان و صحرای ناهموار و پر سنگلاخ زندگی به سلامت عبور کنیم و کامروا

باشیم... باقی بقایتان / جانم فدایتان.