دلتنگی
انتظار آمدن یار. بالاخره میاید و انتظار از لغت نامه ها پاک میشود. این وعده ی
الهی است.خوب دوستان و همراهان عزیز شما چطورید؟امیدوارم همیشه ایام خوش
وخوب و خرم باشیدو از لحظه لحظه ی زندگی لذت ببرید و هستی را پاس بدارید.
هراز گاهی که بعلت مشکلات و گرفتاریهای روزمره توفیق حضور دست نمی دهد
احساس بدی دارم و دلم میخواهد بهرحال برنامه ها را طوری تنظیم کنم که حداقل
فرصت سلامی داشته باشم.زندگی ماشینی امروز واقعا کلافه کننده است و اگر
بخواهیم بر اساس الزامات و مقتضیات آن پیش برویم وقت رسیدن به ذات انسانی
خود را از دست خواهیم داد لذا با هر ترفندی سعی میکنم از قید و بندهای زندگی
یکنواخت فرار کنم و به آفتاب سلامی دوباره بگویم. آفتاب شهر ما هم با آفتاب دیگر
شهرها همسان نیست. درست مثل مردم گرم و صمیمی جنوب پرتو تابناکی دارد
و ما هم که به درخشندگی خورشید تابان خو گرفته ایم.تا فرصتی دیگر خدا نگهدار.