اینجا

دریای بی ساحل غم

متاثر از هوای ابری دلم

همیشه توفان است

لیکن نمی ترسد ...!!

شقایقی که 

مفتون عشق و مست وصال

 در حصار بلند این امواج  

 زندان است ...

 شبح مرگ و جنون

در کران تا کران این دریا

حدیث جاودانه ی

ز دیده پنهان است

به دریا نرفته  چه میداند ...؟

سیل را، توفان را ...

به یغما نرفته چه میداند ...؟

موج را ، حرمان را ...

شب نبودن را ...

ز غم سرودن را ...