دریای غم ساحل ندارد...
اینجا
دریای بی ساحل غم
متاثر از هوای ابری دلم
همیشه توفان است
لیکن نمی ترسد ...!!
شقایقی که
مفتون عشق و مست وصال
در حصار بلند این امواج
زندان است ...
شبح مرگ و جنون
در کران تا کران این دریا
حدیث جاودانه ی
ز دیده پنهان است
به دریا نرفته چه میداند ...؟
سیل را، توفان را ...
به یغما نرفته چه میداند ...؟
موج را ، حرمان را ...
شب نبودن را ...
ز غم سرودن را ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 22:34 توسط حمید راهدار
|