عمق تیره شب...
شمعدانی های
پشت پنجره ی اتاقم
شهادت میدهند که
از غم نبودنت
خسته تر از همیشه
در هراس اندوه غروب
شراب ناب و
حال خراب و
خیال خواب و
فریب سراب را
با زلف حوریان مغموم و
تار ربابم گره زده ام
تا فشار پنجه هایم
تبلور رویای عشق و
تمنای سینه ی سوزانم باشد ...
+ نوشته شده در جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 23:32 توسط حمید راهدار
|