یادش بخیر آن روز که

در ازدحام لحظه ها ی تب آلود عاشقی 

در امتداد عشق

  با رویش جوانه ی مهر

بر شاخسار محبت

من و تو یکی شدیم

شب ها صدای پای موج لالایی مان بود و

 روزها دریا و ساحل و صخره آبادی مان

آسمان عرشمان و

خاک فرش مان ...

اینک به کدام کیفر...؟

خواهش نجیب چشمانم را

نادیده می گیری...!؟

عذاب جهنم

تاوان کدام هیزم تر است...؟

 اندوه و اضطراب

همچون نقش ماندگار تو در آئینه خیال

تکثیر می شود

ای کاش

این(( دل)) به آن(( دل ))راه داشت

تو را چه دور می کند از من...!!

نمیدانم...؟