بی تو هرگز...
یادش بخیر آن روز که
در ازدحام لحظه ها ی تب آلود عاشقی
در امتداد عشق
با رویش جوانه ی مهر
بر شاخسار محبت
من و تو یکی شدیم
شب ها صدای پای موج لالایی مان بود و
روزها دریا و ساحل و صخره آبادی مان
آسمان عرشمان و
خاک فرش مان ...
اینک به کدام کیفر...؟
خواهش نجیب چشمانم را
نادیده می گیری...!؟
عذاب جهنم
تاوان کدام هیزم تر است...؟
اندوه و اضطراب
همچون نقش ماندگار تو در آئینه خیال
تکثیر می شود
ای کاش
این(( دل)) به آن(( دل ))راه داشت
تو را چه دور می کند از من...!!
نمیدانم...؟
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 18:33 توسط حمید راهدار
|