بانوی انتظار...
بانوی بی قرار
در فصل انتظار
بر دامنش شکوفه و
لبریز از بهار
روح شگفت باغ
در التهاب عشق
آهسته زیر لب
از خواب بی عبور
از بوسه ستایش ِ
گل های شب بو
از شبنم و بنفشه و سوسن
مستانه مژده می دهد
آری ای جان ، برخیز
آفتاب دوباره طلوع خواهد کرد و
با شادی و سرور
سبد سبدگل خوشبختی
از باغ ستاره
می چینیم و
در گرگ و میش صبح
پریهای گیس گلابتون را
در لباس آبی روشن
بر خنکای ماسه های ساحلی
به خواب می بینیم...
+ نوشته شده در شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 15:33 توسط حمید راهدار
|