شب است و فکر تو دارم...
شب و ساحل تماشایی
مه و جلوه های رویایی
من و غصه های تنهایی
گذشته نوبت عمر
چرا نمی آیی؟؟
******
من و ماهی و لک لک
دل و شوره زار و نمک
گل و جوانی و رعنایی
شب و شکوه مهتابی
مست تمنایی
به بال عنقایی
به فکر فردایی
خودت بمن گفتی
دوباره می آیی
دلا تو کجائی ؟
چرا نمی آیی...!؟
+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 23:53 توسط حمید راهدار
|