از تو سرودن.
مدام در من سروده میشوی
ای عشق
شکوفه زار کلامم
خشکیده باد، اگر
جز بنامت بخوانم
جز بیادت سرایم
تو را از
ژرفنای تنگ گلویم
فریاد میکشم
در من
تو زنده ای
ای عشق...
در من تو تازه ای
ای عشق...
ای ترانه مهر
ای گلواژه ی محبت
از هر کران که بجویم
با هر زبان که بگویم
نامکرری
از تو سرودن و گفتن
حکایت دیرینه ای است
تو آن شعر نابی که
بر هر که بتــــــــــابی
رویاهایش رنگ خوشبختی می گیرد......
+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 15:9 توسط حمید راهدار
|