پری رو هر که دید از دین بدر شد...
پری رویاها
خفته در مخمل شعر و غزلم
لبش از قند و عسل شیرین تر
تن شیر و شکرش افسونگر
نفسش عطر فرح بخش بهار
شبنم افتاد به گیسوی کمندش انگار
که به شکرانه جشن دیدار
نرگس چشم خمارش بیمار
شده از خواب بهشتی بیدار
سرخوش از جلوه ی رعنای بهار
مست شیدا و ز شادی سرشار
وه...چه زیبا شده امشب دلدار
داد الهام مسیحــــا به نگـــــــار
میرسد مـــــــژده که می آید یار
عشق را نیست مداوا هشـدار ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 11:18 توسط حمید راهدار
|