آشنای ناشناس
ای آشنای ناشناسم
با تو هستم
در یک شب
تاریک هستی،
دل بر تو بستم
در بیکران آسمان
بی ستاره
با تو نشستم
من عاشقی
سرخورده از اندوه دوران
دیوانه هستم
با شب پرستان
بیگانه هستم
زندانی زندان
چشمان تو هستم
از عطر ناب
جعد گیسوی تو مستم
یک عمر مات
طرح لبخند تو هستم
پشتم اگر بینی چنین تا گشته امروز
دیروز از هجران جانسوزت شکستم
باور کن ای یار دل آرام
باور کن ای دیرآشنای ناشناسم
ای رهگذار کوچه باغ آشنایی
در قلب من
غیر تو نامی نیست
در دست تو
جز شیشه عمر من غمدیده
جامی نیست
هر عهد بستم
با تو بستم
من تا همیشه
باتو هستم ...
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 15:1 توسط حمید راهدار
|