از پس خواب درازی شیرین

روشنی در دل تنگم تابید

مست و دل شاد زدیدار تو باز

گل خورشید به رویم خندید

از سر شوق به سودای حضور

خواب خوش از سر افلاک پرید

می رسد مژده فرخنده به گوش

کمر هجر و غم وقامت اندوه خمید

شور و شوقی که تو داری الحق

میدهد بر من مایوس امید

وه ! چه زیباست در این دشت فراخ

دامن از دست شب تار کشید

هر طرف مینگرم می بینم

لاله ای مست سر از خاک دمید

هم تو بخشنده و خوبی هم من...!!

 صید با لطف تو از دام رمید

دل من با دل تو پیمان داشت

گشت میثاق دل ما را تمدید...