صبح زندگی...
از پس خواب درازی شیرین
روشنی در دل تنگم تابید
مست و دل شاد زدیدار تو باز
گل خورشید به رویم خندید
از سر شوق به سودای حضور
خواب خوش از سر افلاک پرید
می رسد مژده فرخنده به گوش
کمر هجر و غم وقامت اندوه خمید
شور و شوقی که تو داری الحق
میدهد بر من مایوس امید
وه ! چه زیباست در این دشت فراخ
دامن از دست شب تار کشید
هر طرف مینگرم می بینم
لاله ای مست سر از خاک دمید
هم تو بخشنده و خوبی هم من...!!
صید با لطف تو از دام رمید
دل من با دل تو پیمان داشت
گشت میثاق دل ما را تمدید...
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 23:58 توسط حمید راهدار
|