در انتظار وفا...
کجایی یار خوب اصفهانی؟؟
نمی بینم زتو نام و نشانی!!
سراغت را ندانم از که گیرم
برای چشم بیمارت بمیرم
من هر گاه آمدم اینجا نبودی
چه راحت قاب عشقم را ربودی!!
اگر چه مهربان و بی ریائی
((هزار افسوس ای مه بیوفائی))
بیادت روز و شب اینجا به روزم
چراغ دیده در راهت بسوزم
عجب دامی به راه دل نهادی
بیا پس گیر انعامی که دادی...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 12:1 توسط حمید راهدار
|