.......شاید باور نکنی وقتی شنیدم اومدی و سراغمو گرفتی و گفتی که تو راه همش خدا خدا

میکردم  حمید باشد و ببینمش و از نبودنم ناراحت و دلگیر بودی و علیرغم همه عجله و شتابی

 که برای برگشتن داشتی یه روزم بیشتر از قرار قبلی ماندی و تا آخرین لحظه هم امیدوار بودی

 بیام و دیدارمون تازه بشه و سرانجام با نو میدی و ناراحتی برگشتی من هم ناراحت و اندوهگین

 شدم.اما بدان که شوق و ذوق و علاقه این روزهای تو که محتمل از سر تفنن و تفریح و جهت ارضای

حس نوستالژی و تجدید خاطرات ایام ماضی بوده است یک هزارم انتظار کشنده ای که روزگاری

نه چندان دور جسم و جان مرا تحلیل برد و روح و روانم را تخریب کرد نمیشود و اصلن قابل مقایسه

نیست.لکن از آنجا که مشت نمونه خروارست شاید اندکی طعم تلخ یاس و نومیدی مهلک و رنج و

مرارتی که آن روزهای سخت مرا تا مرز جنون پیش برد را مزمزه کنی که خدا خودش شاهد و ناظرست

من به همین اندک تلخکامی تو یا هیچ کس دیگری راضی نیستم و مدت مدیدی است که از خطای

تو و جفای عاملین حسود و مسببین بدطینت وبی حرمتی والدین دهن بین و طماعت گذشته ام و 

 از هیچکدام ذره ای کینه به دل ندارم و حتی گلایه مند هم نیستم چرا که پذیرفته ام حتمن تقدیر و

حکمت الهی اینطور مقدر فرموده و خیرتی درکار بوده است  لذا از جانب خودم همه بدخواهانم را 

صرفنظر از شدت و ضعف و تاثیر نقشی که در پروسه مورد بحث بازی کردند بخشیده ام  و  از حق

 خودم گذاشته ام و به خداوند قادر متعال واگذارشان نموده ام و اعتقاد راسخ دارم  که انسانها علاوه

 بر جزا و پاداش اخروی و محاسبه نیات و اعمالشان در روز رستاخیز، نتیجه و تاثیر رفتار و کردار و گفتار

نیک و بد  و خیر و شر خود را در همین دنیا نیز خواهنددید و در این حقیقت تردیدی نیست.اینها را به

 نیت اینکه ندامت و پشیمانی تو یا سهل انگاری و طمع  و بی جنبگی خانواده ی محترمت!! را به

رخت بکشم و داغ دلت را تازه کنم نمی نویسم  زیرا تا آنجا که میدانم اهل اینترنت و وبلاگ و بقول

بابای  همیشه طلبکار و حق به جانبت این بچه بازیها !!! نیستی و خوشت نمیاد و از وبلاگ نویسی

 و آدرس وبلاگ من هم بی خبری بلکه فقط و فقط برای آرامش دل خودم و تنویر افکارباطل و ذهن

مشّوش و اندیشه مسموم  بستگان حسود و  نزدیکان نادان و نادوستان بد خواهی می نویسم که

 روزگاری بی توجه به خواهش ها و توجیهات و توضیحات و دلایل و  مستندات مغرضانه و کینه توزانه

 با نهایت بی شرمی و خباثت چشم خود را به روی همه حقایق عینی و واقعیات ملموس بستند و

 امروز که پرده بر افتاده است از خجالت آفتابی نمی شوند.اینک شاید از خواندن شمه ای از این دل

 نوشته برای لحظه ای  شرمگینانه درخویش فرو روند و با خود صادق باشند و در خلوت خود متنبه

 شوند و از رفتار و کردار زشت و ننگین خود خجالت بکشند و ضمن ندامت وجدان شان بیدار شود  و

  در موارد مشابه چشمشان را به روی واقعیات و حقایق نبندند واز گناه بزرگشان نزد حق تعالی توبه

 کنند که خدا توابین را دوست دارد و انشاء اله از گناه و خطایشان در گذرد و مشمول رحمت و مغفرت

 و آمرزش  واسعه الهی شوند و گرنه از من و تو که دیگر گذشته است.خدا نگهدار و اگر بحول و قوه

 الهی در دیدار مجدد و تجدید خاطره ها خیری باشد و شری نباشد به امید دیدار...آمین بلند۳ مرتبه.