سلام دوستان.بسیار خوشبخت و مسرورم که هم اینک متعاقب غیبتی چند روزه نه

برای تفریح و گشت گذار  که ما از این شانس ها نداشته و نداریم بلکه بعلت بروز اتفاقی

 ناگوار برای یکی از بستگان نزدیک که با عنایات خاص خداوند قادر متعال بحمداله به خیر

گذشت توفیق دارم که در خدمتتان باشم.به میمنت و مبارکی حلول عید سعید نوروز و

 طلیعه ی بهار دل انگیز میخواهم این پست را به بهار اختصاص دهم  که از جمله زیباترین

و شگفت انگیزترین هدایای الهی است که حکمتی عمیق و حکایتی پر معنا و مفهوم دارد.

همانطور که شما دوستان و سروران ارجمند مستحضرید رویش شاخ و برگ درختان،طراوت

 گلبرگ گلها،نفس پاک صبحگاهان ، نسیم فرحبخش بهاران، آوای جویباران ، آواز بلبلان ،

 نغمه پرستوهای شاد ،پرواز قاصدکها ، جوشش چشمه ساران همچون تار زلف یار و گره

سبزه ی عشاق رمز و رازی به وسعت آفرینش و  فلسفه ای به عظمت هستی و کائنات دارند

 و ما انسانها که موجودی شگفت انگیز و دارای جنبه ی روحانی فرا زمینی هستیم با تماشای

این همه زیبایی و شکوه  و طراوت شوق آفرین و شورانگیز به وجد می آئیم و در پی دیدن عجایب

و ظرائف رازگونه ی خلقت احساسی لطیف و غریب در جسم و جانمان نشو و نما و ظهور و بروز

می یابد و تا عمق لایه های روح و روانمان نفوذمیکند.

 انبیاء و اولیاء الهی ( صلواه الله و سلامه اجمعین)  و به تبع ایشان علما  و عرفا و ادبا و صالحان

با تعمق و تامل و تدبر در  کتاب الهی و سنت و احادیث و روایات و  معجزات و محکمــات و مسلمــات

 و متشابـهات دین اسلام و رسول گرامیش محمدبن عبدالله (ص) و سایر پیامبران و ادیان الهی به

 تجربه و تحقیق در شان نزول آیات و معجزات انبیاء (صلواه الله علیهما) دریافته اند که  این مظاهر،

نماد عینی رستاخیز جسم و جان آدمیان و مخلوقات و عطر و رایحه و طراوتی از شمیم دلنواز

بهشت برین در عالم معلومات و محسوسات بشری است.در این بهار خجسته یاد و خاطر شاعر

خلد آشیان معاصر زنده یاد سلمان هراتی بخیر و روح بلندش قرین مغفرت باد که به شیوایی و

 شیدایی برای عقلاء و ادباء  به زبان شعر در رساترین وجه ممکن اشاره ای نغز فرمودند که:

بهار تعجب سبزی است در چشم های تابناک خاک ...که چه تعبیر زیبا و گویا و مبتنی بر حقیقت

 معرفت و طراوت و تازگی بهار زندگی ساز است.

.... بله عزیزان بر ماست که به بهار نو و لباس نو طبیعت، و منطبق بر آن به مسئولیت و رسالت

خطیر خودمان در قبال این دگرگونی و تحول بیاندیشیم و لختی تفکر کنیم که چگونه باید زیست؟

چگونه باید آغاز کرد؟چگونه باید متحول شد؟ اولویت ها چیست؟ضرورت ها کدام است؟و در کل

چه باید کرد؟به این بیاندیشیم که زندگی و زندگانی را در سال نو قـــــدر بدانیم و فرصت ها و

موقعیت ها را پاس بداریم و از مواهب و نعمت های خدادادی به بهترین و شایسته ترین نحو ممکن

استفاده کنیم و با هم مهربان  و متحد و همدل و همراه و دوست و صمیمی باشیم و مسیر زندگی

با گامهایی استوار و عزمی جزم و راسخ طی کنیم و در راه بهبود اوضاع و احوال مادی و معنوی و

رفاه حال و احوال خود و خانواده و متعلقین و مجاورین و مسافرین و همسایگان و دوستان و آشنایان

 و غرباء و مرضاء و در راه ماندگان بکوشیم و دیگر بار همچون همیشه تاکید میکنم در صورتیکه رضای

حق تعالی مد نظر است و میخواهیم که خداوند در هر دو دنیا از ما راضی و خشنود باشد ارجح است

 حتی از دعا برای شفا و عافیت و عاقبت بخیری و توجه و عنایات حضرت حق برای دشمن مان نیز

 فرو گذار نباشیم و بد برای هیچکس نخواهیم و چیزی که برای خودمان نمی پسندیم برای دیگران

 هم نپسندیم  و در عید نوروز و باقی اعیاد و ایام و مناسبتها بلا استثناء برای همه همنوعان از

 درگاه الهی خیر و خوبی طلب نموده و برای همه ی رفته گان و اهل خاک رحمت و مغفرت و شفاعت

 و آمرزش و برای زنده گان  فارغ از دین و رنگ و نژاد و زبان و فرهنگ و جنس و سن و سال و دارا و

ندار و غریب و آشنا و ..... برکت و سلامت و سعادت و شادکامی و نیکنامی و  طول عمر با عزت و

 ارج و قرب و  منزلت آرزو نمائیم و تا باد چنین باد و جز این مباد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*پی نوشت ۱: در راستای آنچه عرض شد استاد مشفق کاشانی زیبا سخنی گل افشان

 و غزالی خرامان را در غزلی ناب عیان و بیان فرموده اند که:

زدست های تو بوی بهار می آید   /  به باغ خاطر تو گل به بار می آید

تو ابر عاطفه در روح سبز بارانی    / که از کران افق بی قرار می آید

خروش رود به رگهای دشت حوصله باش / که با تو زمزمه از جویبار می آید

بیا که خرمنی از خوشه های گندم عشق /  به دامن تو از این کشتزار می آید

تو روح جنگل و دریا به گوهر افشانی /   به پای بوس تو از هر کنار می آید

کویر تشنه زدریای لطف گلشن کن /  که گل بدست تو در لاله زار می آید

کتاب سبز چمن را ورق ورق بگشای  / که فصل سبز به نقش و نگار می آید

*پی نوشت ۲: در بعضی از نسخ دیوان استاد مصرع دوم بیت اول  بجای ((بباغ خاطر تو ))

((برای خاطر تو گل ببار می آید)) درج گردیده است که بنظر میرسد  ((به باغ خاطر تو))

 صحیح تر است.