از سفری ناخواسته

باز آمدم

تا بگویم از صبر شیرین

تا بخوانم از یار دیرین

تا نویسم از :

 تنهایی عذرا

شوق وامق

بی تابی مجنون

بیخوابی لیلی

رنج فرهاد

شاید دخترکی با قصه هایم

یا شعرهایم

یا غصه هایم

سرگشته و شیدا شود

در عاشقی لیلا شود

آواره صحرا شود

غمگین و دلتنگ

 در گوشه ای

خوابش برد

 در خواب خوش

 آبش برد

با یاد او

دلخسته ای

شمعی فروزد

دلها بسوزد ...