فنا شد حاصل عمرم دمی غافل شدم از تو      هراسانم در این سودا که من جاهل شدم یا تو

دل غمدیده ام را در غبار راه گم کردم               پس از عمر ی ندانستم که من سرگشته ام یاتو

شراب تلخ وش در کام بد مستان بلا ریزد         مرا سودی نمی بخشد بگو مجنون منم  یا تو

به بزم باده نوشان چند روزی میهمان بودم         زمخموران نپرسیدم که من افسونگرم یا تو

تمام عمر رادرجستجوی دوست سر کردم         خودت انصاف ده ایدل که من تنها ترم یا تو

اسیران وعده دیدار را باور  نمیدارند                 نگارینا نمیدانم  که من شیدا ترم یا تو

براه عشق شیرین ماتم فرهاد برپا شد            دگر فرقی ندارد این که من عاشقترم یا تو