وسعت دنیا چون خردی آن تحمل ناپذیر و کشنده است.دنیا در واقع دشمن نامرئی آدماست.

دشمنی که آهسته روح را ذوب میکند و میتراشد. انسانیت رو به زوال است اما روح تعالی

بخشی که خداوند متعال در وجود بشر نهادینه کرده است بر وسعت جهان و اندیشه ی جهانیان

خواهد افزود.عشق ابدی انسان عاشق را از همه کس و همه چیز جدا کرده است.من دنیا

را شبیه کودکانی که به عروسک و توپ خود عشق میورزند و شبها در آغوشش می گیرند و

میخوابند دوست دارم ولی افسوس که شقاوت و شعار و دمسردی و یاس و نومیدی و غم و

اندوه جدایی و مرگ جسم و تنم را کوفته و روح و روانم را تخریب و دنیایم را پریشان کرد.

روزها و شبها از پی هم می آیند و میروند. بی گمان در پی امروز فردائیست.فردائی که

 مرا بی تو و تو را بی من میخواهد و در سیطره ی جبر روزگار بی وفا هیچ امید و دلخوشی

 به دیدار دلدار و وفای یار ندارم. برای من جاده وسیع و پر سنگلاخ و طولانی زندگی مهیب دنیا

  به هیچ جا ختم نمی شود.درست شبیه این مطلب  که به اینجا ختم نمی شود . به امید حضرت

حق ادامه اش را  همین امشب بعد از مسابقه فوتبال ذوب آهن اصفهان  یکی از ۴ نماینده ایران

عزیز در جام باشگاههای اسیا و الاتحاد عربستان خواهم نوشت.برای پیروزی نمایندگان شایسته ی

کشور عزیزمان در مسابقات باشگاههای آسیا دعا کنید.

**با عرض پوزش به جهت بدقولی ام عرض کنم که دیشب یه شب کاملن فوتبالی بود و  بلافاصله

 بعد ازبازی نماینده کشورمان در جام باشگاههای آسیا بازیهای حساس باشگاههای اروپا شروع

شد و من همانجا پای تلویزیون خوابم برد و صبح هم با عجله راهی محل کار شدم و لذا فرصتی

 فراهم نشد تا وفای به عهد نموده ادامه ی مطلب را بنویسم و  متاسفانه شرمنده شما عزیزان

 شدم.اینک با احترام و ارادت خدمت دوستان عزیز ادامه ی مطلب را تقدیم محضرتان مینمایم:

از ماوراء زمان نگاه در راه مانده ام را رو به آسمان عشق و آستان جانان گرفته و خداوند سبحان را

ندا میدهم که خدایا تو را می جویم و تنها از تو کمک میخواهم.خدایا از پریشان حالی سر به کوه و

 بیابان نهاده ام.خدایا تو چون نسیمی در روحم جاری هستی و چون چراغی در دلم میدرخشی

 و من چون نابینایی به عصای غفلت تکیه کرده ام و غافلم که در آینده ای نه چندان دور دنیا برای من

 و همنوعانم بسر می آید و تنها و تنها تو ای خدا در منتهای امیدواری باقی میمانی . خدایا گلهای

جاودانی از نظر لطف تو خواهد رست و خورشید جاویدان از جلوه ی جمال تو روشن خواهد ماند.

خداوندا بی تو همه جا تاریک است و گلها پژمرده و پرپر و امیدواران نومید میشوند و نسیمی نمی وزد

  و گلی نمی روید و ستاره ای نمی درخشد و من تنها میمانم. نه من که همه ی موجودات و

مخلوقات تنها میشوند و در غم و اندوه فرو میروند.بی تو روزی و شبی نیست و کس و ناکسی نیست

 بی تو دلها و دریاها و چشمه ها و دشت ها نابود میشوند و سینه ها از مهر و محبت تهی اند.

وحشت و ظلمت جهان را فرا میگیرد و سطوح صاف به صخره های ناهموار مبدل میشوند.

آرزو و در چشم آرزومندان دیو زشتی میشود هراس انگیز. خدایا از برکت  و رحمت و الطاف وجود

ذیجود تست که گلها عطر آگینند و چشمه ها جوشانند و رودها جاریند و دلها مهربانند و آب های

 روان و پرندگان غرلخوان سرود شادی میخوانند.خدایا از نور وجود تست که درختان در جنبش

نسیم به جنبش  و حرکت در می آیند و گوهر اشک در دیده ی مشتاقان بارور میشود.

خدایا من در پی تو به ابدیت سفر میکنم و در سفر عشق هر لحظه ازبویت  مست میشوم.

خدایا میدانم که تو بندگانت را بسیار دوست داری و نمی خواهی هیچ گلی در گلستان وجود

اندوهگین و دلگیر باشد. میدانم که سوز اشک و  ناله و غم و ناراحتی بندگانت را تاب نمی آری.

خدایا میدانم که  مهر و شفقت تو بی اندازه است .در عین حال میدانم شقاوت دنیا نیز بی حد

 است.میدانم دنیا زودگذر و بی وفاست. میدانم طبل دنیا تهی است ولی من فقط به لطف و رافت

 تو امیدوارم.خدایا با ذکر نام و یاد توست که هر گاه غبار سردی و سکوت و یاس و نومیدی بر دل و

 جانم می نشیند، خورشید تازه ای در افق نگاهم طلوع میکند و از امید رحمت تو تنم گرم و خیالم

 راحت میشود.خدایا تو همیشه با منی و نام بلندت چون تندری درآسمان ها می پیچد و من آنرا 

 تکرارمیکنم و نیرو  و توان می گیرم.خدایا در پیشگاه رحمت بی منتهایت هیچ بنده ای مایوس و نومید

نیست.الهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر.یا رب یا رب یا رب قو علی خدمتک جوارحی...