سلام. آره درست حدس زدید این پست اختصاص دارد به پیک خوش محبت دوست عزیزم کوروش.

کوروش این نامه را بتاریخ ۳۱ خرداد ۷۸ امضاء نموده است یعنی متجاوز از ۱۰ ســـــــــال پیش که

دانش آموز دوره ی متوسطه بوده است. جالب اینکه شهرمحل سکونت ایشان با بندر بوشهر

مسافت چندانی ندارد و آنموقع که جاده ارتباطی اتوبان نبود ۴۵ دقیقه  راه بود  و الان مسیری

۲۵ تا ۳۰ دقیقه ایست.در حال حاضر کوروش نکنسین فنی سازمان بنادر وکشتیرانی است و در

بندر بوشهر اشتغال بکار دارد و هر از گاهی دیدارها تازه میشود.آشنایی مون  از طریق عضویت

در تیم فوتبال منتخب آموزشگاههای بود که باتفاق در مسابقات کشوری شرکت داشتیم و با

تیم مقتدر بوشهر نایب قهرمان شدیم. از جمع بازیکنان آن تیــــــــم رویایی اکنون چند تایی در

 باشگاههای مطرح کشور عضویت دارند و کوروش عـــــــــزیز الحق از بهترین های آن دوره بود..

جوانی کجایی که یادت بخیر.خب برویم سر اصل مطلب  :((بنام خداوند پیوند دهنده دلها.

سلامی به گرمی و رسائی نور طلایی خورشید به شما دوست عزیز و کاپیتان خوش اخلاق.

این نامه را همراه با ۵ قطعه عکس یادگاری مسابقات خاطره انگیز آموزشگاه شب هنگام

نوشته و توسط عماد دستی ارسال میدارم.هر وقت یاد آن روزهای خوش و خاطرات شیرین

 می افتم افسرده و دلگیر میشوم.گردش دوران از این بازیها بسیار دارد .من هیچ وقت محبتها و

 خوبی های شما را فراموش نمیکنم.آقای غریب زاده گفتند در مسابقه رده بندی به اصرار شما

 مرا بازی داد و خوشحالم که شرمنده مربی و شما نشدم . در حین بازیهایی که ذخیره بودم یک

 سری عکس گرفته ام که مربوط به جریان بازیهاست وبنظرم زیبا افتاده باشد داده ام چاپ کنند

حتما برایت میفرستم.آقایان باقری و قنبری از بچه های تیم زنجان و یزد تماس گرفتند و جویای

حالت بودند و شماره  دادند که در خـــــاتمه نامه قــید  میکنم.خیلی از بچه های بوشهر تعریف

کردند. زیاد باد به غبغب ننداز و  بخودت مغرور نشو..منظورشان همه ی بچه های تیم  بـــــود.

از شوخی گذشته می گفتند چند چهره از لحاظ فنی و اخلاقی در تیم بوشهر برجسته بودند

اول از همه شما را نام بردند.اسمت یادشون نبود می گفتند شماره ۸ کاپیتانتون..گفتم ای

 بابا  تازه کجاشو دیدین. وقتی گفتم در تیم باشگاهی بازی میکنی اصلن تعجب نکردند  و

بنظرشان خیلی طبیعی اومد.اگه خدا بخواد هفته آینده به دعوت یکی از بستگان ۵ شنبه شب

 با خانواده عازم بوشهرم اگه بشه ببینمت خیلی خوشحال میشم.خب حمید جان ،انگار عماد

خیلی عجله دارد و یهو بمن گفت داره میاد پیشت و اطلاع قبلی نداشتم که برات نامه ای مفصل 

و درخور بنویسم.یادمه  که گفتی به نامه ی مفصل علاقه داری و از نامه تلگرافی خوشت نمیاد.

 ببخش که بعلت دستپاچگی و شتاب زیاد عماد نه فرصت طول و تفسیر فراهم شد و نه امکان

 پاکنویس .دیگه خودت انشای بد و خط خوردگی و خط زشت و پراکندگی موضوعات را به بزرگواری

 ببخش .همینطوری خطم خوب نیست دستمم که میدونی هنوز درد داره دیگه بیشتر خراب کردم.

دوستان و هم تیمی های بوشهری را از قول من زیاد سلام برسان. هرگاه فرصت کردی با شماره

 ......... منزل خودمون و ..........باقری زنجان و ........... قنبری یزد تماس بگیر و اگه زنگ زدی

سلامشون رو برسون. همیشه دلت شاد و لبت خندان باد.کسی که هــــــــرگـــــــــز فراموشت

نمی کند کوروش.حمید جان دلم خیلی براتون تنگ میشه از شما انتظار دارم فراموشمون نکنی 

 و اگه برات جور شد حتما تشریف بیارید تا در خدمتتون باشیم.از اینکه برات روی کاغذ عادی نامه

نوشتم جدا عذر میخوام.منتظر بر سر راهت به امید دیدار..ارادتمندت.کوروش ۳۱/۳/۷۸ برازجان.

 یادت نره ها حتما حتما تماس بگیر.))