رفتم که رفتم...
دیشب باز
مجروح و شکسته بال
پــــــــــــــــــریدم از بامی
بـــــــــــــــــــــــریدم ازنامی
دیشب باز
کام خود زهر کردم
با یکی قهر کردم
دیشب باز
تیغ کینه را
تاب دادم
زخم کهنه را
آب دادم
دیشب باز
پیمانه ی شراب
خالی شد
توبه مقبول
حق تعالی شد
خسته از جور یار
دیرینم
غنچه را شکل خار
می بینم...
+ نوشته شده در شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 9:54 توسط حمید راهدار
|