دل نوشته
((غم اومده خونه ی من
انگشتو بر در میزنه
مهمون ناخونده ی من
هرشب بمن سر میزنه))
بله عزیزان این غمه که در میزنه...غم چون گیاهی در خاک حاصلخیز جسم و جانم ریشه دوانده
است.برگهایش از تنم بالا میرود تا مانع از تابش گرمی بخش آفتاب گردد.از ترس تنهایی و لرز سرما
به کنج دل خود پناه می برم.دل مهربانی که از جنس زلال آب و سلاله ی دریاست.به دلم سلام
می کنم و در گوشه ای کز نموده و لب فرو می بندم.دل اما میداند که من همان مسافر خوش خیال
جاده ی زندگیم.هراس و سکوتم را که می بیند دلداریم میدهد که سرنوشت محتوم شاعران بالا
رفتن از صخره های سخت زندگیست تا راهی بسوی خورشید باز شود...می گویم اما من که شاعر
نیستم..مرثیه خوان دل بیقراری هستم که تملک یه ستاره ی کوچک را در سر می پرورانم فقط همین.
نگاهم میکند و با مهربانی دست نوازش بسرم میکشد و میگوید :فروتنی ات تحسین برانگیزست
اما خودت را دست کم نگیر ،تو باید با افتخار بخود ببالی که سروده های دلنشین و زیبایت با نام
پر مسمای شعر جنوب بر ساحل دریای امید روان است.برای دلم شعر فایز دشتستانی را زمزمه
میکنم که: (( دلا خوبان دل خونین پسندند --- دلم خون شو که خوبان این پسندند
متاع کفر و دین بی مشتری نیست --- گروهی این گروهی آن پسندند))
پنهان در کنج دنج دل ،خطاب به یار رفته ندا میدهم حالا که تو نمی آیی کاش کسی می آمد که ،
صدای پایش ،قد رعنایش،چشم شهلایش،خنده ی شیرینش،موی سیاهش، روی ماهش،طرز نگاهش
صدای گیرایش ، وسعت کلامش اثری از تو داشت و دستم را میگرفت و از غم رهایم میکرد و با خود
می برد و در صحرای مهربانی بدنبالت می گشتیم یا تو را می یافتیم یا خودمان هم در وادی طلب
محبوب گم میشدیم .خدا را صدا میزنم که خدایا روا مدار درتاریکی و تنهایی پروانه های عشق و
خیال از من دور شوند..خدایا نوازش جویباران و روح جاری بهاران و سبزی درختان و گرمی خورشید و
نور مهتاب و زلال چشمه ساران و شکوه لاله زاران را که زمزمه ی آنها در گوشم طنین اندازست از من
دریغ مدار..خدایا شعله ی سوزنده ی آتش عشق را در وجودم نمیران.خدایا لبخند ملیح گلها و
لطافت پرواز لطیف کبوتران و روشنی خنده ی ستارگان و زیبایی و ابهت خوشبختی را بمن ارزانی دار.
خدایا آبی بیکران آسمان و نسیم روحبخش سحرگاهان و امواج متلاطم دریای عشق و و دوستی و
محبت و ایمان را در من جاودانه ساز...خدایا در هیاهوی زندگی بمن و همنوعانم بیاموز که دست در
دست یکدیگر با محبت و مهر زندگی کنیم و به همدیگر عشق بورزیم و با قلبی پر از مهر و آغوشی
باز پذیرای هم باشیم و زیبایی را ترویج و عشق را تکثیر و دوستی را تحسین و محبت را تقدیر کنیم
و انسانیت را پاس بداریم و نیک بگوئیم و نیک بجوئیم و نیک بیاندیشیم و نیک رفتار کنیم و با گوهر
امید و ایمان و عشق ، پندارهای باطل و بیهوده را به عدم رهنمود کرده و دیوار بی اعتمادی را فرو
بریزیم.ایام بکام...