طلوع
طلوع دوباره را با سلامی به گرمای سوزان جنوب جشن می گیرم . ایام ماضی
بعلت مشکل فنی که متاسفانه زیاد هم پیش میاید و من بی تقصیرم توفیق نداشتم
در محضر شریفتان حاضر باشم . از این بابت پوزش میطلبم.باور کنید که خودم نیز
کسل و بی حوصله و ناراحت بودم. چرا که این حضور گاه و بیگاه اول از هر چیز به
خودم انگیزه میدهد و وسیله ای است برای فرار و رهایی حداقل لحظه ای از دنیای
خسته کننده امروز. از طرفی دوست وهمدل و همراهی که از همه جهت باب طبع
سخت گیر من باشد دور و برم نمی بینم و صد البته مشکل از من است. این منم
که با اخلاق و رفتاردیگران مشکل دارم و تقصیر دیگری نیست. اما بهر حال نمیتوانم
با همه دمخور باشم و در عین حال هوای دلم همیشه بارانی است .وقتیکه این مجال
هم بهر دلیلی از دست میرود دیگر حسابی کلافه میشوم .بگذریم .
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 16:31 توسط حمید راهدار
|