طلوع دوباره را با سلامی به گرمای سوزان جنوب جشن می گیرم . ایام ماضی

بعلت مشکل فنی که متاسفانه زیاد هم پیش میاید و من بی تقصیرم توفیق نداشتم

در محضر شریفتان حاضر باشم . از این بابت پوزش میطلبم.باور کنید که خودم نیز

کسل و بی حوصله و ناراحت بودم. چرا که این حضور گاه و بیگاه اول از هر چیز به

خودم انگیزه میدهد و وسیله ای است برای فرار و رهایی حداقل لحظه ای از دنیای

خسته کننده امروز. از طرفی دوست وهمدل و همراهی که از همه جهت باب طبع

سخت گیر من باشد دور و برم نمی بینم و صد البته مشکل از من است. این منم

که با اخلاق  و رفتاردیگران مشکل دارم و تقصیر دیگری نیست. اما بهر حال نمیتوانم

با همه دمخور باشم و در عین حال هوای دلم همیشه بارانی است .وقتیکه این مجال

 هم بهر دلیلی از دست میرود دیگر حسابی کلافه میشوم .بگذریم .